
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
22من وقتی كه روح مجرد را خواندم دیدم با آنچه كه خودم دیدم و برداشت داشتم جور درمیآید. اما وقتی آمدم آن صفحه بعدش را خواندم، گفتم این نباید برای آقا باشد، این دو صفحه دو مطلب است. ایشان از دنیا رفتند و من نتوانستم راجع به این قضیه صحبت كنم. این همینطوری سؤال در دلم بود كه آیا این قلم به این صفحه اول میخورد، گرچه صفحه دوم جنبه مكملیت این قضیه را دارد ولی ما خلاصه به ما نچسبید، خیلی بی رودربایستی. به نظر میرسد كه مرحوم آقا در یك چیزی نمیتوانستند بگویند یعنی آن صعودی كه كرده بودند، عروجی كه كرده بودند برای بیان آن مطلب یك وقفهای در این قضیه پیدا شد، و بعد شروع كردند به سر پایینی و سرازیری. تا اینكه ما بعد از یك مدتی با یك بنده خدایی برخورد كردیم در ضمن صحبت دیدم آهان،" گفتی گفتی این شبهه ما را برطرف كردی." معلوم شد یك بنده خدایی آمده گفته كه آقا این مطلبی كه شما اینجا نوشتید، خب برای افراد قابل هضم نیست، شما خوب است كه یك مقداری راجع به این مسئله هم كه برای سایر افراد قابل قبول باشد، توضیح بدهید. و ایشان آمدند این توضیح را ...، گفتم پس قضیه روشن شد، این سؤال ما پاسخش داده شد. این بزرگان نیامدند مقتل برای ما بنویسند، آمدند ما را بالا ببرند از این واقعه كمك بگیرند برای اینكه دست ما را بگیرند، و از آنچه كه سایر افراد در آن افق قرار دارند بالا بروند.
مرحوم آقا راجع به قضایای كربلا و مصائب و اینها دستوراتی میدادند، اولا خیلی تأكید داشتند بر روضه بین الطلوعین و میفرمودند فیوضاتی كه در بین الطلوعین و در روضه بین الطلوعین هست در سایر مواقع نیست، نه اینكه به هیچ وجه نیست كم است؛ در بین الطلوعین است كه آن فیوضات برای انسان حاصل میشود. بله ممكن است شب، بعدازظهر داد و بیداد و سینهزنی بیشتر باشد ولی آنچه را كه در بین الطلوعین برای انسان حاصل میشود، آن یك تأثیر عُمقی دیگری دارد. این تأثیر عمقیاش آن مدنظر است.
