
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
10و این قضیه برای خیلیها اتفاق افتاده، برای خیلیها این مسائل اتفاق افتاده است. بنده هم گاه گاهی از این گونه مطالب را كه مشاهده میكردم در زمانهای سابق و زمان مرحوم آقا هم این قضایا را به نحو اجمال و گذرا خدمت دوستان عرض كردم، در قضایایی كه برای ایشان در مسائل اجتماعی و همراهی با بزرگان در اینگونه مطالب پیدا شده بود، خدمت رفقا عرض كردم كه به چه كیفیتی بوده؛ مسائل ایشان، جلسات ایشان، سخنان ایشان و مطالبی كه بیان میكردند، و همه را تحت تأثیر قرار میدادند آثاری كه از آن موقع هنوز به جا مانده حكایت از حال و هوا و فضای آن موقع میكند.
یادم است یك وقتیكه در مسجد هدایت در طهران، مرحوم مهندس بازرگان خدا رحمتش كند سخنرانی میكرد، میگفت در آن زمانی كه تمام مساجد دربها را بسته بودند و از اینگونه مطالب و سخنان مطلبی به میان نمیآوردند فقط ما از مسجد قائم شنیدیم این ندای: «اللَهمّ إِنّا نَرغَبُ إِلَيك فِى دَولَةٍ كرِيمَةٍ تُعِزّ بِهَا الإسلامَ وَ أَهلَهُ وَ تُذِلّ بِهَا النّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدّعَاةِ إِلَى طَاعَتِك وَ القَادَةِ إِلَى سَبِيلِك وَ تَرزُقُنَا بِهَا كرَامَةَ الدّنيا وَ الْآخِرَةِ»1 فقط مسجد قائم بود البته تابلوش هم هست رفقا باید دیده باشند آن نوشتهها را ما چاپ كردیم از آنجا میآمد.
مرحوم آقا در آن موقع احساس تكلیف نسبت به این قضیه كردند، صحبت میكردند، افراد را جمع میكردند، خود ایشان به بنده فرمودند: آقا سیدمحسن افرادی كه در جلسات ما میآمدند در روز جمعه، فقط یك جلسه كافی بود كه برگردند؛ یك جلسه، یعنی یك جلسه ما را میشنیدند اینها تغییر فكر و تغییر روش نسبت به اینها میدادند. ولی آیا تا آخر هم به همین منوال باقی ماند؟ نخیر، با توجه به مطالب دیگری كه پیش آمد و قضایای دیگری كه روشن شد ما دیدیم ایشان كم كم از این مطالب فاصله گرفتند تا اینكه مسائل به شكل دیگری درآمد.
- اقبال الاعمال، ابن طاووس، ص ٣٢٤، دعاى افتتاح.
