سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
9یك دفعه ما در یك اتاق بودیم، شخصی آمد گفت آقا من قسم جلاله میخورم برای اینكه این حرف را نزدم. گفتم بخور، گفت واللَه العلی العظیم بنده این مطلب را نگفتم، گفتم قسم خوردی؟ آره. گفتم به جدّ خوردی؟ آره. گفتم: بنده از همین گوشم شنیدم كه تو این حرف را زدی، یكدفعه ماند. قسم جلاله خورد جلویم، جلوی من قسم جلاله خورد بر اینكه بنده این حرف را نزدم. گفتم: اگر خود من با این گوشم شنیده باشم چی؟ یا من دارم دروغ میگویم یا تو. گفت: میتوانی قسم بخوری؟ گفتم واللَه تاللَه باللَه، چند تا اللَه، كعبه، رب الكعبه، هر كسی بخواهی، بنده خودم شنیدم و انگار همین الان است دارم این قضیه را میشنوم. قسم مثل آب خوردن هم میخورند، بله هیچ باكی هم ندارند، تق تق تق قسم جلاله قسم جلاله!
بله كه ما ماه را دیدیم به این كیفیت، بله دیگر این دو تا مومن هستند و آثار ایمان هم از وجنات پیداست و حكم به شب اول ماه داده میشود. و بعد معلوم میشود آقا اینها همهاش كلك بوده، اصلا و ابدا صحت ندارد. این بیچاره چه كار كند این بیچاره روی ظواهر و اینها میگوید اول ماه است، درست شد؟
ولی اینجا یك قضیه است آنكه خدا در دلش نور قرار داده صرف نظر علل و اسباب ظاهری یواشكی میگویم و میروم، این یكی از اسرار است وقتی نگاه به اینها میكند یك خرده میبیند حرف بالا و پایین رفت آن وقت میفهمد قضیه كجاست. شاید به واقع و به تفصیل و به وضوح آنچه كه دیگران شاید بفهمند، نفهمد ولی تا یك كلام عوض میشود میفهمد همین دارد سرشان كلاه میگذارد. میگوید بسیار خوب، بسیار خوب، بفرمایید بفرمایید برید. اما آنكه نه، آنكه فرد عادی است، این فرمولها را بلد است، این مسائل را بلد است، ولی از آن طرف قضیه خبری نیست، همین طبق ظاهر میآید میرود جلو و به این نقطه میرسد. خب البته به حساب خودش تقصیری هم ندارد دیگر، فقط یك فرد عادی است دیگر؛ این فرق بین این دوتاست.

