سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
29دیگر میتوانی بروی؛ توجه میكنید؟ اما اگر زودتر میرفت جزو شهدا بود اما درجهاش یك مقداری پایینتر بود، و این امام است. امام نمیتواند هر كاری بكند، امام وظیفه دارد كه هر كسی را دستگیری كند، آن باید مسلم بن عوسجه را در آن موقع خاص دستگیری كند، زهیر را در آن موقع، بریر را در آن موقع، حبیب را در موقع خاص خودش، همه را در وقت خودش و در جای خودش دستگیری كند. تازه اینها مطالبی است كه به دست ما رسیده، آنچه كه در آنجا چه گذشته، حضرت چه میكردند و چه صحبتهایی میكردند، ما كه خبر نداریم. این همان چند كلمهای است كه تواریخ و ارباب سیر و مقاتل و این حرفها دست ما دادند و ما از روی اینها حكم میكنیم.
من وقتی كه روح مجرد را خواندم دیدم با آنچه كه خودم دیدم و برداشت داشتم جور درمیآید. اما وقتی آمدم آن صفحه بعدش را خواندم، گفتم این نباید برای آقا باشد، این دو صفحه دو مطلب است. ایشان از دنیا رفتند و من نتوانستم راجع به این قضیه صحبت كنم. این همینطوری سؤال در دلم بود كه آیا این قلم به این صفحه اول میخورد، گرچه صفحه دوم جنبه مكملیت این قضیه را دارد ولی ما خلاصه به ما نچسبید، خیلی بی رودربایستی. به نظر میرسد كه مرحوم آقا در یك چیزی نمیتوانستند بگویند یعنی آن صعودی كه كرده بودند، عروجی كه كرده بودند برای بیان آن مطلب یك وقفهای در این قضیه پیدا شد، و بعد شروع كردند به سر پایینی و سرازیری. تا اینكه ما بعد از یك مدتی با یك بنده خدایی برخورد كردیم در ضمن صحبت دیدم آهان،" گفتی گفتی این شبهه ما را برطرف كردی." معلوم شد یك بنده خدایی آمده گفته كه آقا این مطلبی كه شما اینجا نوشتید، خب برای افراد قابل هضم نیست، شما خوب است كه یك مقداری راجع به این مسئله هم كه برای سایر افراد قابل قبول باشد، توضیح بدهید. و ایشان آمدند این توضیح را ...، گفتم پس قضیه روشن شد، این سؤال ما پاسخش داده شد. این بزرگان نیامدند مقتل برای ما بنویسند، آمدند ما را بالا ببرند از این واقعه كمك بگیرند برای اینكه دست ما را بگیرند، و از آنچه كه سایر افراد در آن افق قرار دارند بالا بروند.

