سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
10حالا این شخص كاری ندارد به این قضیهای كه هست درست یا غلط است، فقط به این كار دارد كه حرفش زمین نیفتد، و برای این قضیه وقتی احساس كند كه مطلب جور دیگری است آسمان را به زمین میدوزد، زمین را به آسمان میدوزد، از هر مطلبی برای رسیدن به همان مقام اثباتش كمك میگیرد، و از هر نكتهای میخواهد آن نتیجه برایش حاصل بشود. اینها چیزهای خوبی نیست، این حالت انسان را به جایی نمیرساند. این حالت انسان را به نكتهای نمیرساند.
انسان خوب است همیشه در مقابل واقعیات و در مقابل آنچه كه هست صاف باشد، خم و چم و بالا و پایین نداشته باشد. به دنبال این نباشد كه یك روزی خلاف قضیه روشن بشود، وقتی انسان این فكر را بكند به این مسئله بیندیشد، من كه در آن موقع این حرف را زدم بینی و بین اللَه صادق بودم یا نبودم؟ وقتی ببیند صادق بوده چه ابائی دارد از اینكه دوباره نظر خودش را بر طبق شرایط جدید و بر طبق شواهد و قرائن جدید عوض كند. آن موقع خدا برای من مطلب را این نحوه روشن كرد، به من چه ربطی دارد؟ خیلی با شهامت و با افتخار، سرش هم بالا بگیرد یك خرده هم ببرد بالاتر، آن موقع برای من مسئله به این كیفیت روشن بود گفتم؛ الان برای من قضیه اینطور روشن شده، همین الان هم میگویم نخیر آقا مطلب این است. بگویند آقا ممكن است فردا قضیه عوض شود، خب فردا كه هنوز نیامده، هر وقت فردا را آمدیم، دو ماه دیگر آمدیم سه ماه دیگر آمدیم باز همین مطلب شاید به نحو دیگری تغییر پیدا خواهد كرد. این میشود سلوك، سالك یعنی همین،

