
رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
13اینجاست كه یكی یكی این مسائل میآید و گریبان ما را میگیرد و همانجایی كه باید حساب و جواب پس دهیم آنجا ما را نگه میدارند. تو راجع به این دستور نسبت به همه یكسان بودی یا نه؟ چون غریبه بود عمل كردی، اگر غریبه نبود كنار میزدی سراغ كسی دیگر میرفتی، بله؟ این است دیگر، لذا شما میبینید داستان حضرت ابراهیم خیلی داستان عجیبی است، یعنی همین داستانی كه خدا در قرآن ذكر كرده است. حضرت ابراهیم به ما چه ارتباطی دارد؟ حضرت ابراهیم یك پیامبری بوده برای خودش حساب و كتاب و امتحاناتی داشته مراحلی را طی كرده و این امتحان دیگر آخرین امتحان ایشان بود همانطوری كه مرحوم آقا میفرمودند آخرین امتحان، همین ذبح فرزند بوده است. این چه ارتباطی به ما دارد؟ خدا میگوید: ما راجع به حضرت ابراهیم امتحاناتی كردیم و بعد هم آخرش راجع به ذبح فرزند، از امتحان هم خوب درآمد و نمره خوبی گرفت و بعد ما به او مقامات و این چیزها دادیم.
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ البقرة، ١٢٤؛ خداوند وقتی حضرت ابراهیم را به یك مواردی كلمات یعنی به یك مواردی امتحان كرد و همه اینها را پشت سر گذاشت و بعد از همه آنها، خداوند او را به مقام و به خلعت امامت مخلع فرمود. این راجع به حضرت ابراهیم، خب ما چه كنیم؟ یعنی آیا خداوند به ما میگوید بچهات را ذبح كن؟ یعنی ما هم بلند شویم تا اینكه به آن مقام برسیم بچهمان را ذبح كنیم؟ خب اینكه به این كیفیت جا ندارد، بله، از نقطه نظر ظاهر احتمال این هست كه [در] همان موردی كه عرض كردم مثلا فرض كنید كه در یك جهاد فی سبیل اللَه است و تكلیف است كه انسان به آن جهاد اقدام كند، تكلیف، تكلیف الهی است چه خود یا اینكه فرزندانخود، باید انسان عمل كند. ولی حالا در غیر از آن، حالا اگر جهاد نبود، جهاد ظاهر نبود، جهاد طبق تكلیف الهی نبود این داستان حضرت ابراهیم دیگر میرود كنار؟ دیگر برای ما مفید نیست؟ برای ما جایی ندارد؟ نه، داستان حضرت ابراهیم با هر روز ما كار دارد، و با هر ساعت ما كار دارد و این داستان با لحظات ما كار دارد.
