رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
9صادقانه و راست است و از سرچشمه نور نشأت میگیرد، نه براساس صرف تخیلات، نه براساس صرف یك اوهام، نه براساس صرف یك نوع تصوّرات، نه براساس دیدنهای ظاهری، وقتی اینطور است همان عشق و علاقه و محبت به دادش میرسد. میگوید تو به چشم و ابروی پیغمبر عشق میورزی یا به قلب او، به دل او، به ضمیر او، به نفس او، به راه او، به روح او و به مكتب او، به كدام عشق میورزی؟ به كدام علاقه داری، چه چیزی دلت را پر كرده؟ چی تو را از یمن به اینجا كشانده است؟ بیابانها را طی كردی؟ سوار طیاره نشده بود كه دو ساعته بیاید مدینه، بیابانها را طی كرده، گرما كشیده است برای چه؟
صبا ز لطف بگو آن غزال رعنا را *** كه سر به كوه و بیابان تو دادهای ما را1 خدا رحمت كند حافظ را، واقعاً در بیان حقایق اعجاز میكند. چی تو را از یمن كشانده این بیابانها را [طی كنی]؟ اینكه بیایی پیغمبر را ببینی یا آن دل پیغمبر، روح پیغمبر، ربطی كه با او داری، قلبت كه با قلب او یكی است، روحت كه با روح او اتحاد پیدا كرده عجین شده، یكی شده، كدام تو را كشانده؟ حالا كه آمدی در مدینه به چیزی رسیدی یا چیزی را از دست دادی؟ نه، رسید به همانی كه میخواست رسید، در همان مدینه كارش تمام شد برگشت، تمام شد. همان كه رسید مدینه، تا گفتند پیغمبر نیست. گفت: خب نیست خداحافظ ما برمیگردیم. ما گرفتیم آن [چیزی] را كه میخواستیم به آن رسیدیم، دیگر برای چه بمانیم، بخواهیم خلاف كلام مادر كنیم؟ رسیدیم، آنكه میماند میگوید نه، اینقدر صبر میكنم، یك هفته هم شده [صبر میكنم تا] پیغمبر را ببینم او همه چیز را از دست داد! او همه چیز را از دست میدهد، او میبازد. خیلی مطلب و مسئله دقیق است. این مطالب را از خودم نمیگویم، انشاللَه از خودمان قاطی نكنیم همانهایی كه از مرحوم آقا شنیدم دارم خدمتتان میگویم. این همان است، برای همه هم اتفاق میافتد برای ایشان [مرحوم آقا] هم اتفاق افتاده، برای همه میافتد!
- ١- ديوان حضرت حافظ

