رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
11پسگردنی میزند پس كلهاش كه نتواند بلند شود، خلاف كردی؟!
این مسئله در مسئله حجیت قول ولی خدا آنجا میآید، یكی از این مسائل آنجاست. وقتیكه یك ولیالهی با این خصوصیات یك امری را بكند، آن میشود واجب تمام شد! این مسئله است با این عنوان، با این عنوان ولایت و با این عنوان معرفت و با این عنوان شهود نه اینكه حالا هر آشغال كلهای بلند شود بیاید یك چیزی بگوید و یك حرفی بزند و اسمش را ولی خدا بگذاریم و عارف بگذاریم، این حرفها چیست؟! با این عنوان، وقتی این عنوان مطرح شد این میشود حجت، حالا من میتوانم بیایم یك همچنین حرفی بزنم بگویم چون موسیبنجعفر فرموده به علیبنیقطین كه تو وضو را اینطور بگیر من هم به فلانی بگویم بیا اینطوری بگیر؟ حق ندارم! مربوط به موسیبنجعفر است نه مربوط به من، من یك عالم ظاهری هستم، یك عالم عادی هستم، یك عالم متعارف هستم، ده هزار تا مثل من پیدا میشود، موسیبنجعفر است كه فقط یكی است، آن است كه فقط تك است، چون تك است حسابش با بقیه فرق میكند، كلامش با بقیه فرق میكند، رفتارش با بقیه فرق میكند من نه! مثل من ده هزار تا دیگر هستند افراد عادی میآیند و میروند و من و امثال من همه در یك رتبه هستیم، تفاوتی نمیكنیم.
لذا كلام موسیبنجعفر كلام جاودانه است البته این مسائل بعداً شاید در همین توضیحات عرض شود آن كلام میشود جاودانه، یعنی همانطوری كه رسول خدا وضو را به این كیفیت تشریع فرمود، همانطوری كه رسول خدا كه بالاتر از او نداریم وقتیكه تشریع فرمود این عمل را به این نحو: اول صورت را بشویید، بعد دست را از بالا به پایین نه اینكه مثل سنی از پایین به بالا مثل اینكه رودخانه از پایین برود بالا یا مثلا مسح فرض بكنید رجلین و راس را به این كیفیت، وقتی به این نحو رسول خدا تشریع فرمود، موسیبنجعفر را هم در كنار این قرار داد كه این فرد بنا بر آن مصلحتی كه خود میبیند و بنا بر آن اشرافی كه خود تشخیص میدهد و بنا بر آن شعوری كه خود تشخیص میدهد خلافش را بگوید. پس اگر رسول خدا در آن زمان بود به علیبنیقطین چه میگفت؟ میگفت آیا به این وضو عمل كن یا عمل نكن؟ نمیشود بگوییم. وقتیكه رسول خدا در كنار علیبنیقطین پیام موسیبنجعفر میرسد كه باید به این نحو عمل كنی، رسول خدا میگوید تا حالا من برای تو این را تشریع كردم از این به بعد این را من برای تو تشریع میكنم، خلاف بكنی وضویت باطل است، نمازت هم باطل است، بعداً هم اگر توبه كردی نمازهای گذشته را باید قضا كنی. همه را باید قضا كنی.

