
شرح فقراتی از دعای «اللَهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک...» در ماه رجب
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
شرح فقراتی از دعای «اللَهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک...» در ماه رجب
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
ماه رجب است و رفقا نسبت به اهمیت و بركات این ماه مطلع هستند و توصیههایی كه بزرگان راجع به این ماه داشتند و همینطور ماههای بعد، دوستان مطلع هستند. اتفاقا چندی پیش بود یكی از مخدرات یك سوالی كرده بود راجع به ماه رجب، كه [چرا برای این ماه] یك همچنین خصوصیاتی مطرح شده است و ماه توحید است و آثار توحید در این ماه خیلی متجلی است و از ادعیه هم همینطور پیداست، پس چرا نسبت به ماه رمضان [نیست] و فرمودند: ماه رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من. پس چرا نسبت به رمضان این اهتمام وجود دارد و این حالات را ما نسبت به اولیاء در خصوص ماه رمضان مشاهده میكنیم.
پاسخ این است كه در ماه رجب جنبه توحید و خصوصیات توحیدی خیلی غلبه دارد و كسانی نسبت به ماه رجب خیلی بهرهمند میشوند كه از نقطه نظر معارف توحیدی درجات و مقاماتی را ادراك كردهاند، اینها استفادهشان از ماه رجب به اصطلاح ما بسیار زیاد است. و آن تجلیات توحیدی و كیفیت ارتباطی كه نفس در این ماه با تجلیات و با فیوضات پروردگار دارد یك حالت و یك شعور و ادراك خاصی را نسبت به سالك در این ماه متجلّی میكند.
ولی ماه رمضان یك ماهی است كه رحمت پروردگار جنبه سعی دارد، یعنی عام است، شمولش عام است و هر كسی را نسبت به آن مرتبهای كه دارد در این رحمت قرار میدهد. و هر كدام از این دو ماه خاصیت خودش را دارد و هیچ تداخلی نسبت به یكدیگر ندارد. یعنی در ماه رجب یك نوع تجلی برای انسان پیدا میشود و در ماه رمضان یك نوع تجلی دیگر. الان ما نیاز به خوردن آب داریم و همینطور نیاز به خوردن غذا داریم، نیاز به استنشاق اكسیژن داریم و هیچ كدام از اینها هم با همدیگر منافاتی ندارد و همه اینها لازم است. نمیتوانیم بگوییم ما هوا را استنشاق میكنیم و دیگر از خوردن آب مستغنی هستیم، یا اینكه آب میخوریم و دیگر غذا نمیخوریم بعضیها هستند یك دورههایی را برای یك درمانهای خاصی برای آب قرار میدهند و بعد هم به انواع بلایا مبتلا میشوند هم آب لازم است و هم غذا لازم است، هم هوا لازم است و هم دارو لازم است هر كدام در جای خود. آن تاثیری كه آب میگذارد و شما آن احساسی كه بعد از خوردن آب میكنید آن یك احساس است و آن احساسی كه بعد از خوردن غذا میكنید فرق میكند و یك [احساس دیگریست]، آن یك حالت برایتان پیدا میشود و غذا یك حالت دیگر پیدا میشود. اگر فرض بكنیم كه گلوی شما را بگیرند و برای چند لحظه از استنشاق اكسیژن و تنفس [قطع شود] چه حالی به شما دست میدهد، وقتی یك دفعه باز میكنند یك حالت خاصی برای انسان پیدا میشود كه نه در آب خوردن و نه در غذا خوردن یك همچنین مسألهای نیست. توجه كردید؟
