شرح فقراتی از دعای «اللَهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک...» در ماه رجب
10یك وقتی من رفته بودم یك جا، یك جایی بود مربوط به زندانهای زمانهای سابق و عصر هزار سال پیش و كجا بود همین كه نگاه كردم دیدیم این یك زنجیری و غلی است. وقتی متوجه شدم آنجا نوشته و اینها دیدم این همان غل جامعه است. باور كنید وقتی تصور كردم دیدم پنج دقیقه تحمل این غل را من ندارم! پنج دقیقه! كه با این كیفیت، آن وقت همین را امام سجاد را برمیدارند با این چیز ... این كسی است كه خودش میآید این مشیت را چه كار میكند؟ در این عالم لباس وجود بهش میدهد. توجه كردید؟!
آن كسی كه بلند میشود روز سیزدهم میآید و این اجساد شهدا را تعیین میكند خب نمیتواند راحت برود، میگوید نه آن غل باید باشد، آن باید در آنجا باشد. این امام است، امام این است، تازه این اول مطلب است اول قضیه است، حالا برویم بالاتر اگر توانستیم. تازه این رتبه پایین است.
المامونون على سرّك آن كسی است كه وقتی بلند میشود میخواهد بیاید آخرین وداع را بكند میرود در آنجا میبیند طفل شیرخوارش از شدت عطش دیگر رمق ندارد حتی آه بكشد، در روایت است از شدت تشنگی و از شدت عطش او را بلند میكند میآورد، او نمیداند كه الان تیر حرمله میآید؟ نمیداند؟ چطور تمام قضایای كربلا را یكی یكی گفت، این را نمیداند؟ كدام پدری اطلاع دارد بر اینكه یك همچنین مسألهای میخواهد برای بچهاش اتفاق بیافتد بعد خود او را در معرض یك همچنین قضیهای قرار بدهد، چه كسی میتواند همچنین كاری بكند؟ بلند میكند حضرت علی اصغر را میآورد بعد آن ملعون از آن طرف باید نشانه بگیرد و دقیق، اگر ده سانت تكان میداد این یك بچه شش ماهه مگر چند كیلو وزنش است، ده پانزده سانت تكان میداد تیر به یك طرف دیگر میرفت، این را نگه میدارد این تیر قشنگ میآید میخورد، این میشود امین بر سر. این امین بر سر است.

