کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
9تبدیل به مجلس شمر و یزید میشود، تبدیل به مجلس عمروعاص و اینها میشود. خُب این مجلس كه فرقی نكرد، افرادی كه میآیند خُب همان افرادند، صحبتی كه میشود خُب همان صحبت است، تغییری در صحبت نیست، چون بالاخره یك سَرد كلام است، یك سیر كلام است، یك مسأله مطرح میشود دیگر، صحبت در یك جریان است، این جریان كه یكدفعه تبدیل نمیشود به یك جریان مخالف، یك جریان است، امّا این چی میشود؟ این خودش عوض شده، مسكین نمیداند كه از كجا دارد میخورد. خودت عوض شدی، مجلس عوض نشده، افراد در مجلس عوض نشدند.
خیلی عجیب است این داستان خیلی داستان عجیبی است، خیلی عجیب؛ در زمان مرحومآقا خُب ما این مسائل را مشاهده میكردیم، افرادی بودند خُب وقتی كه صحبت میكردند از آقا و تعریف میكردند و تمجید میكردند و شاید هم یك حالاتی برایشان پیش میآمد كه مؤید این مسائل و اینها بود میگفتیم: اینها اصلًا دیگر رودست ندارند، یك افرادی هستند دیگر چه دارند میگویند، نمیدانم و الآن روی كره زمین اگر یك نفر باشد فلان است، اگر نمیدانم كسی چه باشد فقط در اینجا است، در آن بالا دیدیم نمیدانم فقط یك نقطه دارد ازش نور میرود بالا، از آنجا مشاهده كردیم ... از این حرفها ما خیلی میشنیدیم، از این حرفها زیاد میشنیدیم! روزگار گذشت، زمانه گذشت، همینطور تا كمكم آمد و یك مسائل دیگری پیدا شد یك خواستهای دیگری پیدا شد، و برطبق آن خواستها ترتیب اثر داده نشد نمیشود كه هر كسی هر چیزی بخواهد انسان بگوید: چشم! هر چیزی حساب دارد، همه جا كه چشم نمیشود همین كسی كه این حال را دارد میبیند همین شخص میآید و میگوید كه: اخیراً نمیدانم چرا آن حالوهوا دیگر نیست و آن نورانیت دیگر نیست، و بعد كمكم كمكم تبدیل به كدورت و ظلمت میشود، عجب! ما كه چیزی مشاهده نكردیم، ما كه تغییر و تحوّلی ندیدیم، ما كه مسألهای ندیدیم، این زندگی، ارتباط، مسائل، اینها خُب همه به یكنحوه بوده و به یكنحوه هم میگذشت، این چه تفاوتی الآن در اینجا پیش آمده، چه قضیهای در اینجا پیش آمده، بعد معلوم شد بَه خودش بنده خدا مسأله پیدا كرده، خودش مسأله پیدا كرده. و یكیدوتا هم نبودند، الآن هم هستند افرادی كه در آن زمان به یك همچنین قضایایی مبتلا بودند و الآن هم در قید حیات هستند.

