کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
27نكرد، خودش را دید، مسلم خود را ندید امام را میبیند، خود را نمیبیند، من كی هستم؟ من كی هستم؟ من یك نماینده هستم اگر این عمل را انجام بدهم به پای آن منه عنه من نوشته میشود، به پای امام نوشته میشود، میگویند: آن امامی كه نمایندهاش این است كه عبیداللَه را دعوت كند در خانه هانی و به عبیداللَه هم خبر ندهد! خُب راست میگوید به او بگو: میخواهیم بكشیمت؛ راست بگو، كه او هم با خودش زره بیاورد، سپر بیاورد و شمشیر بیاورد، آنوقت بیفتید به جون هم عیبی ندارد، امّا دعوت كنی منزل هانی، و بعد غفلتاً و غیلتاً یك مرتبه بزنی، آن امامی كه این نمایندهاش است خداحافظ شما همان بهتر است برویم پیش یزید، همان بهتر است برویم پیش یزید.
لذا مسلم خود را نمیدید، دید من نماینده كی هستم؟ نماینده امامحسین هستم، چون از آنطرف میبیند از آنطرف هم كنترل دارد هی كنترل میكند، این كار را بكن، این كار را نكن، اینجا برو آنجا نرو، چون خود را نمیبیند، چون آنطرف را میبیند میگوید: حالا كه تو داری اینطرف را میبینی، حالا اختیارت را به من سپردی، حالا كه نفست را تسلیم من كردی پس خودم كنترلش میكنم، این حرف را بزن، آن حرف را نزن، این عمل را انجام بده، ابن زیاد را نكش، بگذار كربلا اتّفاق بیفتد، مشیت خدا بر این است كه این قضیه انجام شود، وقتی مشیت خدا بر این است مگر ما میتوانیم جلوی مشیت خدا بایستیم؟ یعنی بگوییم: خدایا این را ما بهتر میفهمیم این جریان به این كیفیت باشد! خدا میگوید: بسماللَه! نمیآیید، نیایید، یكی دیگر را میآورم او كربلا را انجام بدهد شما نمیخواهید نخواهید، یكی دیگر را میآورم، اینقدر دارم، به یك چشم به هم زدن یك امام درست میكنم و او میآید كربلا را راه میاندازد، من دارم، برای خدا مگر كاری دارد؟ پیغمبر را كه پیغمبر كرد؟ خدا كرد یا خودش؟ أمیرالمؤمنین را كه أمیرالمؤمنین كرد؟ خدا كرد یا خودش؟ آن كه دارد در مناجاتش و دعاها و زیارتها و فلان، داریم میبینیم كه چه دارد میگوید و در دعای كمیل و نمیدانم مناجات شعبانیه و نمیدانم مناجات مسجد كوفه: مَولاىَ يا مَولا أنتَ الغَنى و أنَا الفَقير، وَ هَل يرحَمُ الفَقير إلَّا الغَنى؛ این حرفها را كی دارد میزند؟ این حرفها را او دارد میزند میگوید: هر چه هست تو داری میدهی، ما صفر هستیم، ما فقیر نیستیم ما فقر هستیم، فقر محض هستیم. امامحسین را كه امامحسین كرد؟ خدا كرد، حالا میگوید: بسماللَه، میخواهی به آنجا برسی این راه را باید طی كنی، اگر نمیخواهی مسألهای نیست، مطلبی نیست، یك امامحسین دیگر او میآید و این مسأله را پیش خواهد آورد، حالا باید حواسمان جمع باشد. متوجّه باشیم، كه ما كجای قضیه قرار داریم؟ در این موقعیت در كجا هستیم؟ نسبت به مطالب نسبت به قضایا.

