کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
19هزارنفر همراهش بودند هزارنفر آن هم با این وضع و با این كیفیت، حضرت میگوید: وقتی اینجا میخواهید مشكها را پر از آب كنید دو برابر آب كنید، كه این دو برابر باعث شود ما بدنهایمان برود زیر سم این اسبها، معنایش این است دیگر، سرهای ما از بدنها جدا شود، خانواده ما همینطور شوند همه اسیر شوند، این دو برابر آب كردن فقط همین نیست دیگر؟ چه نتائجی دارد، دو برابر آب كنید به اینها آب بدهیم، جان بگیرند بعد در مقابل ما بایستند بگویند: نمیگذاریم به این طرف بروید! معنایش این است دیگر، پس كی این كارها را كرد؟ خود امامحسین كرد، جریان كربلا را پس كی دارد به وجود میآورد، كی دارد نقشه میریزد، این نقشه و برنامه را كی دارد طراحی میكند؟ آن كسی كه او واسطه نزول تقدیر و مشیت خدا در این عالم است، او دارد الآن این كار را انجام میدهد؛ میگوید: مشك را پر كن تا اینها بتوانند جلوی ما را بگیرند، اگر مشك را پر نكنیم به یك ساعت همه اینها را لتوپار میكنیم و میروند پی كارشان، پس دیگر كربلایی نخواهد بود، چون میرویم به یك سمت دیگر، چون آنجا بینشان نزاع شد كه حضرت فرمودند: «ثَكَلَتكَ امُّك مادرت به عزایت بنشیند» حر گفت: «اگر در این دنیا هر كسی غیر از تو این حرف را به من میزد پاسخش را میداد ولی چه كنم كه مادرت فاطمه است و نمیتوانم!» ادب كرد، و همان نجاتش داد، همان مسأله نجاتش داد.
خُب اگر اینها آب نمیخوردند، همینجوری مرده بودند، دیگر اصلًا نیاز هم نبود كه شمشیر بكشند حضرت میگفت: حالا بگو ببینم چه میفرمایید؟ داریم میمیریم! خُب بمیرید همین را ما میخواهیم دیگر. میخواهیم بمیرید تا راهمان باز شود برویم دنبال كارمان و آنجایی كه میخواهیم بریم. یعنی حضرت نسبت به دشمن خودش میگوید: مشك را پر كن آب [و به آنها بدهیم كه] زنده بماند، تا اینكه این قضیه اتّفاق بیفتد! میتوانیم بگوییم حضرت اینها را نمیدانست؟ این كه نمیشود، این كه صحیح نیست، پس بنابراین همه اینها برای چیست؟ برای اینكه این خود را كنار گذاشته، وقتی خود رفت كنار، خُب هر چه میخواهد اتّفاق بیفتد بیفتد، هر وقت كه" خود" رفت كنار حالا در این جنگ شكست باشد خُب باشد، چون خود نیست دیگر.

