کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
11میشود، یك مسائلی پیش میآید گفت: این كارهایی كه از ایشان سر میزند، معلوم نیست مطابق با شرع مقدس باشد! ا ا ا عجب! معلوم نیست ... این آقا كه همان است، یا آن حالوهوایت خواب و خیال بود، یا این برنامهات خلاصه مسائلی است كه باید ببینی چه اتّفاقی افتاده. معلوم نیست كار این آقا مطابق با شرع باشد! حالا نمیدانم دیگر بعد از گذشت زمان حالا چه نظری پیدا كرده اطّلاعی ندارم، ما كه دیگر ارتباطی نداریم! همه اینها برای چیست؟ همه اینها برای این درون است، به بیرون كاری ندارد، این درون عوض شده، این درون تغییر پیدا كرده، این درون كم توجّهی شده آسمان به زمین آمده، این درون كم توجّهی شده زلزله شده، این درون كم توجهی شده همه چیز تغییر پیدا كرده، رحمان شیطان شده، جبرئیل ابلیس شده، نمیدانم فرض بكنید كه پیغمبر كافر شده، همه اینها به خاطر این درون است، اینجا تغییر پیدا میكند.
امامصادق میفرماید حواست جمع باشد، اینی كه الآن داری میگویی كه اگر یك چیزی بگویی ده تا میشنوی، مواظب این باش، كه تو از چه ریشهای و چه منبعی هستی و از چه اصلی و از چه پایهای داری این حرف را میزنی، ده تا میشنوی یعنی چه؟ مگر انسان باید دنبال این باشد كه بخواهد نسبت به یك قضیه پاسخ بدهد، نسبت به یك قضیه باید جواب بدهد، اصلًا چرا باید جواب بدهد؟ ما چهكاره هستیم در این وسط كه بخواهیم نسبت به یك مسأله جواب بدهیم، تا یك چیزی میشود تكلیف شرعی، تا یك چیزی میشود احساس تكلیف! این احساس تكلیف هم یك دریای وسیعی است میخواستم یك چیز دیگر بگویم یك دریای وسیع است كه هر كسی برود درونش خلاصه این گنجایش این را دارد كه بگوید: باز هم بیایید، باز هم بیایید، تكلیف شرعی، تكلیف شرعی احساس میكند.
احساس تكلیف شرعی میدانید كجاست؟ آنجایی است چه انسان مطلبی را بگوید چه مطلبی را نگوید، برایش فرقی نكند، پای خود را در این میان نگذارد، پای خودش در این میان نباشد، مسأله مربوط به غیر باشد، فقط این یك ناقل است، همین؛ فقط یك ناقل است. خودش دیگر این وسط مطرح نیست، بگویند: بگو، بگوید، بگویند: نگو، نگوید، برای او فرقی نكند، حالا هر چی میخواهد باشد، باشد. كسی میخواهد بپذیرد بپذیرد، نمیخواهد نپذیرد نپذیرد، این میشود تكلیف شرعی. و وقتی كه انسان یك مطلبی را گفت تمام شد، مسأله تمام شد، حالا بیایند برخلافش بگویند، خُب بگویند؛ بنده خودم بارها این مطلب را عرض كردم همینطور هم هست، مطلبی را كه از قول مرحومآقا و به عنوان مرام مرحومآقا نقل شود اگر ببینم خلاف است میگویم، صریحاً میگویم: این خلاف است و دروغ است، همین، به این دلیل به این دلیل. خُب حالا یك عدهای بیایند خلاف بگویند، آسمان و ریسمان را به هم بدوزند و مطلب را ثابت كنند، دیگر به من ارتباطی ندارد، من حرفم را زدم، دیگر پیگیری هم نمیكنم. بله، اگر یك نفر بیاید بگوید: آقا شما در قبال این دلیل چه میگویید؟ بنده دلیلش را میگویم دلیلش اینست. امّا اینكه بخواهم مقابله بكنم و بیایم و بگیرم و تانك و توپ بگیرم كه مثلًا طرف را محكوم كنم این همین میشود: اگر یكی بگویی ده تا میشنوی، این همین است. آدم پس بنابراین باید حواسش جمع باشد، تكلیف شرعی نیاید سرش را كلاه بگذارد، سر ما كلاه میرود، هر كاری

