کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
18مسلمبنعقیل در آن موقعی كه ابنزیاد را نكشت مرگ خود و شهادت خود را امضا كرد و در جلوی چشمش مشاهده كرد، منتهی میگوید: مرگ، مرگ است دیگر، باید اتّفاق بیفتد، من با كشتن این از مرگ ظاهری جلوگیری میكنم ولی آیا آن حیات پایدار و عروج به عوالم ربوبی و تقرب و تجرّد را دیگر چه كنم؟ آن را دیگر چهكارش كنم؟ آن را از بین بردم، پس مرگ برای آن مرتبه از وجودی من حاصل شده، مرتبه ظاهری من بله، دوباره همین پلو را میخورم، همین نان و ماست را میخورم، شبها میخوابم، روزها بلند میشوم نماز هم میخوانم اتّفاقی نمیافتد! آنطرف قضیه چیست؟ اینجاست كه میآید میگوید: نه، مرگ ظاهری را میخَرم و قبول میكنم و در اصل آن حیات ابدی و آن تجرّد و توحید و رسیدن به ولایت امام را برای خودم تضمین و آن را دیگر به حساب میآورم! كه چطور اصلًا محاسبهها تغییر میكند. چطور محاسبهها تغییر میكند، چطور مسائل عوض میشود؟ خدمتتان عرض كردم، وقتی كه لشگر حر میآیند اینقدر اینها فرتوت و زمینگیر و ضعیف و تشنه و ناله و نالان شده بودند كه اصلًا قدرت بر ... اصلًا بعضی از اینها قدرت نداشتند چیزی بردارند، حضرت خودشان مشك را میگذاشت دهانشان، آب را خود حضرت به اینها میداد، خُب اینی كه الآن آمده جلویش را گرفته، خُب به یك ساعت دخل اینها درمیآید تمام شد و رفت دیگر،

