نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان
9پیغمبر آمده ما را با عین واقعیت تطبیق بدهد، و دیدِ اسلام دیدی است که عین واقعیت را به ما نشان میدهد، و مکتب ولایت و تشیّع مکتبی است که عین واقعیت را نشان میدهد، هیچ تغییر نمیکند. این آب سردی را که انسان میخورد، میگوید: سرد! شما دیگر نمیتوانید به نیّت گرم بخورید و نمیتوانید گرمش کنید، یا اگر گرم باشد نمیتوانید او را در عالَم خارج سردش کنید. میگوید: واقعیت آنچه هست، هست.
امیرالمؤمنین علیه السّلام یک آدمی است که این وجودش با واقعیت و با حقیقت سرشته و تطبیق شده است، تمام واقعیتهای عالم را باید با او اندازه گرفت!1 و او نفسِ علم است. علم یعنی واقعیت، در مقابل جهل؛ جهل یعنی نرسیدن. این لیوانها در مقابل ما هست و ما علم به او داریم؛ امّا پشت این دیوار چه خبر است، علم نداریم و نسبت به او جهل داریم.
نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان
مردم گرفتار جهلاند و امور غیر واقعی را واقع میپندارند و بر اساس آن هم عمل میکنند، پس چوبِ چه چیزی را میخورند؟ چوبِ جهل میخورند!2
نمونههایی از جهل مردم
میگوید: «این لیوان که الآن در اینجا واقع شده، برکت است، سعادت و رحمت است؛ اگر این لیوان را شما آنجا بگذارید، نقمت و بدبختی است، آسمان به زمین میآید، زمین خسف میشود و چنین و چنان!» این دروغ است! ما این لیوان را میگذاریم آنجا، نه سقف فرو میآید و نه زمین خسف میشود، هیچ طور نمیشود!
«اگر کسی شب حمام برود جنها چنیناش میکنند؛ اگر کسی روز سهشنبه ناخن بگیرد حتماً بچههایش میمیرند؛ اگر کسی در شب چهارشنبه مهمان دعوت کند چنین و چنان میشود؛ اگر کسی در شب شنبه چیزی را به عنوان تحفه برای انسان وارد منزل کند چنین و چنان میشود و... !» این حرفهایی را که عرض میکنم باور بفرمایید! «اگر درخت اینطور تکان بخورد اینطور میشود؛ اگر آنطور تکان بخورد آنطور میشود!» و عجیب این است که بسیاری از خود ما هم مبتلای به این مسائل هستیم! و اینها عین جهل است، جهل محض!
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٦١:
«مسند أبییعلیٰ: عبدالرّحمن بن أبیسعید الخدری، عن أبیه قال: مَرّ علیُّ بن أبیطالب، فقال النبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”الحقّ مع ذا، الحقّ مع ذا!“
و سُئِل أبوذر عن اختلاف الناس عنه، فقال: ”علیک بکتاب الله و الشّیخ علیّ بن أبیطالب، فإنّی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم یقول: علیٌّ مَعَ الحقّ و الحقُّ معه و علیٌّ لسانُه، و الحقُّ یدُور حیثُ ما دارَ علیٌّ.“»
”روزی حضرت علیّ بن أبیطالب عبور میکرد، پیامبر فرمودند: «حق منحصراً با این شخص است، حق منحصراً با این شخص است!»
از جناب أبوذر در مورد اختلاف مردم نسبت به امیرالمؤمنین پرسیدند، پاسخ داد: «بر تو باد به کتاب خدا و شیخ علیّ بن أبیطالب، زیرا حقیقتاً من از پیامبر شنیدم که فرمودند: آگاه باشید که حق با علی است و علی با حق است، و حق پیوسته با علی میگردد و دور میزند هرجا که علی بگردد و دور بزند.»“ - نهج البلاغة، ج ٤، ص ١٧٨ و ٢٣٨:
«قال علیه السّلام: ”النّاسُ أعداءُ ما جَهِلوا؛ مردم دشمن آن چیزی هستند که بدان جاهلاند.“»
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٦١:

