اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

14148
جلسات
نسخه عربی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

5
  • می‌گویند بعضی‌ها که در جنگل شیری را می‌بینند، دیگر احتیاج نیست که شیر بیاید و اینها را بِدَرَد، همین‌که آنها چشمشان به شیر بیفتد، این چشم شیر به اندازه‌ای مهیب است که این افراد همین‌طور خودشان از ترس می‌میرند، خودشان با همان دیدن چشم شیر می‌میرند! این‌طور چشم شیر مهیب است!

  • حضرت هم در موقعی که شمشیر دست می‌گیرد، نمی‌آید به عَمرو بن عَبدِوُد بگوید: من آن کسی هستم که سر به سجده می‌گذارم و برای پروردگار خاضع و خاشع هستم، برای تو هم خاشع‌ام؛ نه، این سجده را آنجا من برای خدا می‌کنم تا اینکه کبریائیّت و عظمت خدا در این صحنه، ظهور و بروز کند. به حضرت گفت: «برو ای بچه! من با پدر تو دوستی و آشنایی داشتم و نمی‌خواهم دستم به خون تو آغشته شود!»

  • امیرالمؤمنین گفت: «من خیلی دوست دارم دستم به خون تو آغشته بشود و توی مشرک را از روی زمین بردارم! من چنین و چنانم.»1

  • خُب روشن است که این مواضع، مواضع مختلف است دیگر! اگر اظهار کبریائیّت و شخصیّت مطلقاً مذموم بود، که خدا در انسان قرار نمی‌داد. شخصیّت و آقایی و آقا‌‌‌‌‌‌ منشی و خود محوری و استقلال، مثل بعضی از صفات دیگر غریزه‌ای است از غرائز انسان. صفت شهوت، صفت غضب، اینها غریزه است و بسیار خوب است؛ و کسی که غضب نداشته باشد انسان نیست، کسی که شهوت نداشته باشد انسان نیست، اگر انسان شهوت غذا نداشته باشد از گرسنگی می‌میرد، اگر انسان شهوت جنسی نداشته باشد نسل در دنیا از بین می‌رود، اگر انسان غضب نداشته باشد از ناموس نمی‌تواند دفاع بکند.

  • غضب پیغمبر

  • پیغمبر غضبناک می‌شد به‌طوری‌که رنگش سرخ می‌شد و عرق بر پیشانی‌اش می‌نشست، رگ‌های گردنش از شدّت غضب بر افروخته می‌شد و باد می‌کرد و ورم می‌کرد.2 حالا بگوییم غضب بد است؟! امّا کجا غضب می‌کرد؟ در جای خود! وقتی همۀ غنائم جنگی را قسمت کرده و برای خودش یک شاهی هم بر نداشته بود، آن غنائمی که اصلاً به حساب نمی‌آمده است، آن‌وقت فلان انصاری می‌گوید که: «محمّد در این قسمت عدالت به خرج نداد!» عبداللَه بن مسعود این سخن را شنید، گفت: «قسم به خدا، این سخن را به پیغمبر خواهم رساند!» آمد پیش پیغمبر و گفت: «فلان کس دربارۀ شما هم‌‌چنین چیزی می‌گفت.» پیغمبر آن‌قدر ناراحت شدند، آن‌قدر ناراحت شدند! گفتند که: «به برادرم موسی بیش از این نسبت دادند فصَبَرَ، صبر کرد. اگر من عدالت نکنم چه کسی عدالت می‌کند؟!»3

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ١٣٦.
    2. الأمالی، شیخ مفید، ص ١٣٥؛ الصّوارم المهرقة، ص ١١٥؛ إعلام الوریٰ، ج ١، ص ٣٧٢.
    3. دعائم الإسلام، ج ١، ص ٣٨٨:
      «أنّه کان یُقَسِّم مالًا بین المسلمین، إذ وقَف علیه رجلٌ غائرُ العینَین مشرفُ الحاجبَین، فقال:”ما عَدَلتَ فیما قَسَّمت!“ ثمّ ولّیٰ فتغَیَّر وجهُ رسول الله و قال: ”فإذا أنا لم أعدِل فمَن یَعدِل؟ و‌لکن قد أُوذِیَ موسیٰ من قبلی فصَبَر... .“»