نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان
3«یقینِ من بر همین اساس است که در جایی که موضع رحمت و عفو است حتماً حتماً حتماً تو ارحمالرّاحمینی، و در جایی که جای گوشمالی است تو اشدّ المعاقبینی.»
و حقّ مطلب هم همین است که در میان ما افرادِ انسان که از علم و حکمت پروردگار ذرّهای به ما داده شده است، یک قطرهای از دریاها و اقیانوسها داده شده ـ باز هم این تشبیه از ضیقِ عبارت است و مطلب از این بالاتر است ـ ما هم یک جایی که جای عفو و رحمت است، رحمت میدهیم؛ جایی که جای مجازات است، مجازات میکنیم؛ و جایی که کسی با شخصیّت و عظمت ما مبارزه کند، طرف را میکوبیم. و این همان کبریائیّت و عظمت پروردگار است که طلوعش در ما به این اندازه هست.
اگر ما در جایی که جای رحمت باشد، عقاب کنیم، خُب این درست نیست و همۀ عقلای عالم ما را دیوانه میدانند، چون اینجا جای رحمت است؛ مثلاً مادر انسان در نصفشب مریض است و آب میخواهد، انسان اینجا باید رحمت کند و فوراً برخیزد و برود کاسه را آب کند و بیاورد و بدهد، بلکه اصلاً آب را حاضر بگذارد بالای سرش که وقتی او از انسان آب میخواهد، فوراً و بدون معطّلی به او بدهد.1 اینجا جای رحمت است. حالا اگر انسان در اینجا آمد به عنوان عقوبت در جوابِ مادر که: «آب میخواهم!» یک سیلی به او زد، یا یک فحشی به او داد، یا یک غُرغُری به او کرد که نمیگذاری ما بخوابیم، چرا چنین و چنان؛ این زشت است دیگر! عقل ما میگوید زشت است.
و در جایی که باید عقوبت کنیم، ما رحمت میکنیم؛ مثلاً کسی آمده در منزل، دزد است و آمده به ناموس تجاوز کند، من باب مثال ما به او لبخند بزنیم و بگوییم: آقا بسم اللَه، بفرما، خوش آمدی، هر شب بیا! مردم به ما چه میگویند؟! میگویند: دیوانه است دیگر! آنجا جای سیلی و کشیده و هرچه از دست انسان بیاید است و بایستی که انسان آن متجاوز را [جزا و] پاداش بدهد. و اساس وضع عالم بر این است.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٤١ - ١٤٧، داستان دورهگردی که در اثر خدمت به مادر برای او کشف حجاب ملکوت شد.

