اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

14148
جلسات
نسخه عربی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

10
  • می‌گویند: «سابقاً در منزل یکی از بزرگان، این الاغی1 در شب شنبه‌ای بارِ گچ آورد و ریخت در دالان. این آقا تا آمد و دید الاغی شب شنبه بارهای گچ را آورده، نوکرهایش را صدا کرد و آنها با بیل تمام این گچ‌ها را ریختند بیرون تا فردا دوباره بریزند داخل! چون شب شنبه نباید چیزی در منزل بیاورند، و الاّ چنین می‌شود و چنان!» این جهل است دیگر! «این ستاره اگر اینجا باشد چنین، این ستاره اگر آنجا باشد چنان» اینها همه‌اش مطالبی است بدون مدرک و بدون اساس، آن‌وقت انسان می‌آید این واقعیت‌نمایی را واقع خیال می‌کند، و بر اساسش سینه می‌زند، کُشت‌و‌کشتار می‌کند، زندگی‌اش را روی آن قرار می‌دهد و حبّ و بغضش را روی آن قرار می‌دهد.

  • مثلاً رسم است عروس را که می‌خواهند به منزل داماد ببرند، نباید مادر عروس باشد؛ و الاّ اگر برود، مادر داماد هزار تا کار می‌کند! به چه مناسبت؟! چون اگر کسی شب جمعه عروسی کند، مادر داماد می‌میرد؟! این چه علّیتی برای مردنِ او دارد؟! اتّفاقاً شب جمعه عروسی کردن خیلی خوب و مستحب،2 و خیلی جاها مرسوم است. حالا این چه بوده و از کجا این حرف‌ها پیدا شده، واللَه من نمی‌دانم از کجا پیدا شده است! خیال می‌کنم شاید یک وقتی در شب جمعه‌ای می‌خواستند عروسی کنند، و آن مادر‌شوهر نمی‌خواسته و گفته است: اگر این کار را بکنی، چنین و چنان می‌شود! و این رسم مانده است و بعدها روی آن حساب و کتاب باز کرده‌اند.

  • بله، آنچه در روایات صحیح آمده این است که: «انسان در روز پنج‌شنبه ناخن بگیرد، حمّام کند و نظافت کند، برای اینکه روز جمعه آماده باشد برای رفتن به نماز جمعه.»3 و انسان پنج‌شنبه را برای این کارها می‌گذارد که آماده بشود برای نماز جمعه، و روز جمعه غسل می‌کند و می‌رود. این درست است!

  • تبعیّت از جهل یعنی بت‌پرستی

  • امّا بی‌جهت بگوییم: کسی که شب ناخن بگیرد چنین و فلان و... ؛ اینها همه جاهلیّت است، و جهل هم از همه چیز بدتر است!4 یعنی برای انسان یک بتی می‌شود، و خلاصه بت‌پرستی هم غیر از این چیزی نیست. بت‌پرست‌ها این‌ بت‌ها را از یک سنگی یا از طلا و جواهر یا از استخوان‌ها می‌تراشند ـ من بت‌های کوچک دیده‌ام که به انداز‌ه‌ای قشنگ این بت را از استخوان تراشیده بودند، به اندازۀ یک بند انگشت بود و واقعاً باید به آن تراشنده هزاران آفرین گفت که چه صنعتی به کار برده است! معلوم بود که این بت از بت‌های سابق بوده است که اینها را می‌پرستیدند و می‌گفتند: خدا است ـ بعد می‌آیند در مقابل آن قربانی می‌کنند،5 و قهر و لطف او را قهر و لطف می‌دانند، و جسارت به او را چنین می‌دانند. بعضی بت‌ها مثل بت لات و عزّیٰ را که از طلا می‌ساختند و یا از سنگ می‌تراشیدند، بزرگ‌تر بود و به اندازۀ قامت انسان و به شکل انسان بود، آن‌وقت برایش نذر می‌کردند، قربانی می‌کردند، بچّه‌های خودشان را واقعاً جلوی او قربانی می‌کردند و سر می‌بریدند،6 و غضب و محبّت بت را غضب و محبّت می‌دانستند و می‌گفتند: واقعاً بر ما غضب می‌کند! ما این کار را بکنیم تا خوشحال بشود؛ اگر این کار را بکنید بدش می‌آید! و بر همین اساس عمل می‌کردند.

    1. مراد شخصی است که با الاغ، بار جابه‌جا می‌کند. (محقّق)
    2. من لا یحضره الفقیه، ج ٣، ص ٥٥٤.
    3. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ٢٣.
    4. الکافی، ج ١، ص ٢٥:
      «عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”یا علیّ، لا فقرَ أشدُّ مِن الجهل.“»
    5. سوره مائده (٥) آیه ٣:﴿وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ﴾؛
      امام شناسی، ج ٨، ص ٦١: «و آن حیوانی که برای تقرّب به خدایان، بر روی سنگ مَعْبَد کشته می‌شود.»
    6. سوره انعام (٦) آیه ١٣٧:﴿وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡۖ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾.