اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

14148
جلسات
نسخه عربی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

9
  • پیغمبر آمده ما را با عین واقعیت تطبیق بدهد، و دیدِ اسلام دیدی است که عین واقعیت را به ما نشان می‌دهد، و مکتب ولایت و تشیّع مکتبی است که عین واقعیت را نشان می‌دهد، هیچ تغییر نمی‌کند. این آب سردی را که انسان می‌خورد، می‌گوید: سرد! شما دیگر نمی‌توانید به نیّت گرم بخورید و نمی‌توانید گرمش کنید، یا اگر گرم باشد نمی‌توانید او را در عالَم خارج سردش کنید. می‌گوید: واقعیت آنچه هست، هست.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام یک آدمی است که این وجودش با واقعیت و با حقیقت سرشته و تطبیق شده است، تمام واقعیت‌های عالم را باید با او اندازه گرفت!1 و او نفسِ علم است. علم یعنی واقعیت، در مقابل جهل؛ جهل یعنی نرسیدن. این لیوان‌ها در مقابل ما هست و ما علم به او داریم؛ امّا پشت این دیوار چه خبر است، علم نداریم و نسبت به او جهل داریم.

  • نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

  • مردم گرفتار جهل‌اند و امور غیر واقعی را واقع می‌پندارند و بر اساس آن هم عمل می‌کنند، پس چوبِ چه چیزی را می‌خورند؟ چوبِ جهل می‌خورند!2

  • نمونه‌ها‌یی از جهل مردم

  • می‌گوید: «این لیوان که الآن در اینجا واقع شده، برکت است، سعادت و رحمت است؛ اگر این لیوان را شما آنجا بگذارید، نقمت و بدبختی است، آسمان به زمین می‌آید، زمین خسف می‌شود و چنین و چنان!» این دروغ است! ما این لیوان را می‌گذاریم آنجا، نه سقف فرو می‌آید و نه زمین خسف می‌شود، هیچ طور نمی‌شود!

  • «اگر کسی شب حمام برود جن‌ها چنین‌اش می‌کنند؛ اگر کسی روز سه‌شنبه ناخن بگیرد حتماً بچه‌هایش می‌میرند؛ اگر کسی در شب چهارشنبه مهمان دعوت کند چنین و چنان می‌شود؛ اگر کسی در شب شنبه چیزی را به عنوان تحفه برای انسان وارد منزل کند چنین و چنان می‌شود و... !» این حرف‌هایی را که عرض می‌کنم باور بفرمایید! «اگر درخت این‌طور تکان بخورد این‌طور می‌شود؛ اگر آن‌طور تکان بخورد آن‌طور می‌شود!» و عجیب این است که بسیاری از خود ما هم مبتلای به این مسائل هستیم! و اینها عین جهل است، جهل محض!

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٦١:
      «مسند أبی‌یعلیٰ: عبدالرّحمن‌ بن أبی‌سعید الخدری، عن أبیه قال: مَرّ علیُّ بن أبی‌طالب، فقال النبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”الحقّ مع ذا، الحقّ مع ذا!“
      و سُئِل أبوذر عن اختلاف الناس عنه، فقال: ”علیک بکتاب الله و الشّیخ علیّ بن أبی‌طالب، فإنّی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم یقول: علیٌّ مَعَ الحقّ و الحقُّ معه و علیٌّ لسانُه، و الحقُّ یدُور حیثُ ما دارَ علیٌّ.“»
      ”روزی حضرت علیّ بن أبی‌طالب عبور می‌کرد، پیامبر فرمودند: «حق منحصراً با این شخص است، حق منحصراً با این شخص است!»
      از جناب أبوذر در مورد اختلاف مردم نسبت به امیرالمؤمنین پرسیدند، پاسخ داد: «بر تو باد به کتاب خدا و شیخ علیّ ‌بن أبی‌طالب، زیرا حقیقتاً من از پیامبر شنیدم که فرمودند: آگاه باشید که حق با علی است و علی با حق است، و حق پیوسته با علی می‌گردد و دور می‌زند هرجا که علی بگردد و دور بزند.»“
    2. نهج البلاغة، ج ٤، ص ١٧٨ و ٢٣٨:
      «قال علیه السّلام: ”النّاسُ أعداءُ ما جَهِلوا؛ مردم دشمن آن چیزی هستند که بدان جاهل‌اند.“»