اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

14148
جلسات
نسخه عربی

نقمت و بدبختی مردم به سبب جهلشان

4
  • لزوم تکبّر و کبریائیّت داشتن در مقابل انسان متکبّر

  • اگر در مواقعی که با اساسِ شخصیّت انسان ـ از نظر شخصیّت الهی، نه از نظر شخصیّت نفسی ـ مبارزه می‌کنند، مثلاً یک شخص متکبّری در مقابل انسان تکبّر می‌کند و مَنیّت به خرج می‌دهد، انسان نباید بگوید: آقا این مَنیّت تو درست است، و به تواضع بیفتد، و به خاک بیفتد و او را سجده کند! اینجا باید بگوید که: نه، من از تو بالاترم، تو که هستی؟!

  • مَن تَواضَعَ لِغنیٍّ لِغِناه، فَقَد کَفَر؛1 «کسی که به آدم غنی و دارا به جهت غنای او تواضع کند، این تواضعش کفر است.»

  • اینجا انسان باید در مقابل او تکبّر کند، و اگر او بگوید: من! انسان ده برابر بگوید: من! و هیچ در مقابل او سر فرود نیاورد، و محکم بایستد!

  • در میدان جنگ که دو نفر در مقابل همدیگر قرار می‌گیرند، و این می‌خواهد او را از بین ببرد و هستیِ او را ساقط کند، یعنی با کبریائیّت خودش پیش می‌آید؛ آن هم همین‌طور با کبریائیّت خود پیش می‌آید در مقابل این. اینها هر دو در مقابل همدیگر اعظم‌المتجبّرین هستند. او می‌گوید: شخصیّت من، مقام من، ارزش من، چنین و چنان، و اصلاً تو نباید در صفحۀ روزگار باشی، و با یک شمشیر تو را با خاک یکسان می‌کنم! این هم همین‌طور. منتها کفّاری که با مسلمان‌ها برخورد می‌کنند و آن أنانیّت را بر اساس کفر و شرک ابراز می‌کنند، غلط است؛ ولی مؤمنین که این کبریائیّت را بر اساس ایمان ابراز می‌کنند، صحیح است. پس اساس کبریائیّت و خودمنشی و استقلال، صفت ممدوحی است، نه صفت مذموم؛ منتها انسان باید در جای خودش اعمال کند.

  • تجلّیِ «أعظَمُ‌المتجبّرین» در امیرالمؤمنین علیه السّلام هنگام نبرد

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام که به جنگ می‌آمد، رجز می‌خواند: من چنینم و چنان! کیست که بیاید در مقابل من؟

  • أنا الّذی سَمَّتنی أُمّی‌ حَیدَرَة *** کَلَیثِ غاباتٍ کَریهِ المَنظَرة2
  • «من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدر نامید و حیدر: یعنی شیر، شیر اهل بادیه، مثل آن شیری که در بیشه‌ها زندگی می‌کند و انسان نمی‌تواند چشمش را به او بیندازد، و منظرش به اندازه‌ای مَهیب و زننده است که انسان نمی‌تواند چشمش را به او بیندازد.»

    1. تحف العقول، ص ٢١٧؛ الجواهر السنیّة، ص ١٦١، با قدری اختلاف:
      «من تواضَعَ لغنیٍّ طلبًا لما عندَه، ذهَب ثُلُثا دینه.» و «من تواضَعَ لغنیٍّ لأجلِ غِناه، ذهَب ثُلثا دینه.»
    2. الطّبقات الکبریٰ، ج ٢، ص ٨٥؛ صحیح مسلم، ج ٥، ص ١٩٥؛ شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ١٩، ص ١٢٧.