کیفیت تغذیه در سیروسلوک
5حالا اگر بیاییم بگوییم: نه آقا! حالا یواشكی یك جوری ما نمیگوییم، كسی چه میفهمد؟ میگوییم آره و بالاخره كسی خبر ندارد، تا بخواهیم این كار را بكنیم یكدفعه خدا میآید جلو میگیرد: مگر قرار نیست كه تو به تكلیفت عمل كنی؟ مگر قرار نیست به آنچه را كه شرعاً و عقلًا مكلّف هستی عمل كنی؟ چرا میخواهی یواشكی روزه بگیری؟ اینها مسائل بسیار مهمی است، دقائق و ظرائف راه در اینگونه مطالب و در اینگونه مسائل نهفته است، كه انسان بداند كجای مسأله، مسأله خدایی است و كجایش نفس است. روزه دارد میگیرد ولی روزه، روزه نفسانی است، قرآن دارد میخواند ولی قرآنش میشود قرآن نفسانی. وقتی میگویند: نگیر، نگیر!
اطباء به مرحوم آقا رضوان اللَه علیه گفته بودند: شما نباید روزه بگیرید، ایشان سالهای آخر عمر نمیگرفتند و بیشتر آب میخوردند، غذا هم نمیخوردند. موقع افطار میآمدند و مینشستند پای سفره افطار و خودشان هم میگفتند: خُب، ما كه روزه نمیگیریم اگر افطار و سحری هم نخوریم كافر مطلق میشویم! اقلًا تا یك افطار بیاییم، حالا كه روزه نمیگیریم اقلًا بیاییم سحری و افطارش را بخوریم.
خُب حالا آدم بگوید: عجب! خُب یك ولی الهی آخر عمر روزه نمیگیرد؟ این چه قضیهای است؟! نخیر نمیگیرد و نباید هم بگیرد، كی گفته باید روزه بگیرد؟ اگر روزه را خدا گفته، خدا میگوید: این كار را نكن، اینجا را نگیر، مگر من نمیگویم روزه بگیر؟ اگر خودت روزه را آوردهای خُب برو بگیر، هر چی میخواهی برو بگیر، اصلًا روزه بیست و چهار ساعته بگیر، چهل و هشت ساعته بگیر، هر چی دلت میخواهد بگیر، هر طوری هم شدی شدی، امّا اگر قرار است من روزه را آورده باشم و من هم دستور به آن داده باشم، من هم پشت این مسأله را گرفته باشم، پس بنابراین باید طبق نظر من و رأی من و فكر و اراده من و مشیت من و در محدوده امر و نهی من عمل كنی.

