
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
22انسان باید مراقبه داشته باشد، انسان باید مواظبت كند، انسان باید به مطالبی كه بزرگان فرمودند ترتیب اثر بدهد و نتیجهاش را هم خواهد گرفت، آنهائی كه رفتند و به نتیجه رسیدند آنها گلبولهای خونشان با بقیه فرق نمیكرد همه یكی بودند، آنها هم افراد عادی بودند، خیال نكنید آنها در زندگیشان اصلًا اشتباه نداشتند، نه، اشتباه هم داشتند. بنده در چند جلسه قبل یك قضیهای نقل كردم از مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه و خب چه اشكال دارد؟ خب چه اشكال دارد؟ یك انسان است، یك بشر است اشتباه میكند، خطا میكند بعد كم كم این نقصش تبدیل به كمال میشود تا به مرتبه كمال میرسد، همه همین هستند، همه مگر قرار است از اول چهارده معصوم باشند؟ مگر این اولیا از اول جزء چهارده معصوم بودند؟ آنها فقط چهارده نفر بودند تمام شد، ولی بقیه كه اینطور نبودند، بقیه افراد عادی بودند، خطا میكردند چوبش را میخوردند، راه درست میرفتند اثرش را میدیدند. مرحوم علامه طباطبایی میگفتند كه هر روز كه من مراقبهام قویتر باشد مشاهداتم در شب مجردتر و نورانیتر است، این قضیه برای همه است، همه ما همینطور هستیم، همه ما!
یك روز خلاف بكنیم، یك روز خطا بكنیم، یك روز كاری كه نباید بكنیم انجام بدهیم، این مسئله تاثیر میگذارد، حرفی را كه نباید بزنیم، حرفی را كه میدانیم اگر به گوش یك شخص برسد عكس العمل نشان بدهد، خب چرا میزنیم؟ خب چرا این حرف را میزنیم، چرا این كار را انجام میدهیم؟ بله؟! خب اینها همه همینطور بودند مثل ما همه مراقبه داشتند، همه اینها نفس داشتند، گاهی اوقات نفس اینجور میگفت، گاهی اوقات نفس آنجور میگفت، همه اینها در زندگیشان گذشت داشتند.
مرحوم آقا در آن كتابشان راجع به آن مسائلی كه در تهران بود و اتفاق افتاد و گذشتهایی كه كردند یا راجع به مطالبی كه مربوط به جریانات بعد از فوت مرحوم پدرشان بود خب اینها را برای ما دارند میگویند، همین كارها را كردند، همین مسائل را انجام دادند، كم كم جلو رفتند، تفكرات آنها در طول سالها تغییر كرده، اینطور نبود كه از اول اینها یك تفكر داشتند از همان موقع ١٥ سالگی تا موقع ٧٠ سالگی كه از دنیا رفتند فقط همین یكی بوده، نه آقا هزار تفكر در انسان عوض میشود، هزار تفكر پخته میشود، هزار جور انسان تغییر پیدا میكند تا خب بعد به مرحله كمال میرسد خب قاعدهاش هم همین است، میگویم ما چهارده معصوم نیستیم، آنها حساب خودشان را داشتند و مسائل خودشان را داشتند، ما افراد عادی هستیم عمل بكنیم به دستورات یك به یك به فعلیت بعد میرسیم، عمل نكنیم آن فعلیت بعد را از دست خواهیم داد، یعنی اگر هم قرار بر این است كه واردهای پیدا بشود این عمل نكردن ما جلوی آن را خواهد گرفت و این نظام است، این دیگر نظاماست، قاعده این است، انشاءاللَه كه امیدواریم خداوند به همه توفیق ادراك مبانی بزرگان و عمل به آنها را عنایت كند.
