تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
5بگیرد و اگر انسان در نظر نگیرد میماند و مریض میشود و از پا میافتد و دیگر نمیتواند حركت كند و مسائل و مشكلات برایش پیدا میشود.
صحبت ما مربوط به افراد عادی است، افرادی كه صحت و سلامتشان عادی است، انسان عادی هستند و مسئله عادی دارند. همین افراطها و تفریطها، همینها گاهی اوقات كار دست آدم میدهد. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه با قضیه جلوگیری بدون جهت مخالف بودند، در همان زمان یك بنده خدایی بود، ایشان ناراحتی داشت، ناراحتی دیسك كمر و ستون فقرات داشت و اطباء منع كرده بودند كه این شخص حامله بشود، این آمده بود برخلاف دستور اطباء، چون مرحوم آقا فرموده بودند كه بایستی حامله بشوند، حامله شد و داشت كار دست خودش میداد، كارش به جای خطرناك رسیده بود، وقتی ایشان شنیدند گفتند آخر كی من راجع به شما یك همچین حرفی زدم؟ گفتند: این حرف من مربوط به تو نیست، كه الان مریضی و ناراحتی دیسك كمر و ستون فقرات داری، تو اگر بخواهی حمل پیدا بكنی ممكن است بعداً به مسائل خیلی حاد و خطرناك مبتلا بشوی، منظورمن مردم عادی است. مطالبی كه بزرگان نقل میكردند در آن زمان مربوط به مردم عادی بود، جریان عادی، مسائل عادی، اشخاص عادی، ولی افرادی كه دارای شرائط خاص هستند، باید تحت نظر پزشك باشند و پزشك باید در مورد آنها نظر بدهد، بزرگان كی راجع به آنها یك همچنین مطالبی نقل میكنند و این به طور كلی با مبانی عقلانی سلوك منافات دارد. سلوك بر اساس مبانی عقلانی استوار است، اصلًا سلوك یعنی متابعت از مبنای عقل میباشد.
ببینید عقل در اینجا چه میگوید؟ عقل در اینجا چه حكم میكند؟ منطق در اینجا چه حكم میكند؟ یك وقتی یك برنامه، برنامه مافوق تشخیص انسان است آن جداست، میگویند هر چه تشخیص میدهید، تشخیص را بگذار كنار باید به این عمل كنید كه آن مطلب جداست، ولی وقتی كه اینطور نیست این مسئله به چه كیفیتی است؟ در یك مورد بنده سراغ دارم، طبیب، طبیب متخصص در حین عمل گفته آقا باید این رحم برداشته بشود، این خطرناك است، شخص آمده و گفته نخیر این باید بماند چون اگر برداشته بشود دیگر در اینجا حمل تحقق پیدا نمیكند و خلاف دستور آقاست!! بعد هم آن شخص سرطان را گرفت و فوت كرد، خب كی یك چنین حرفی را یك شخصی میآید برای این بزند.

