اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه

14187
عنوان بصری

تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه

27
  •  گیرشان می‌آمد؟ این روح مجردی كه مرحوم آقا نوشتند از این كتاب چه گیرشان آمده؟ من به مرحوم آقا گفتم كه آقا من اسم این كتاب شما را گذاشته‌ام آیین‌نامه سلوك! ایشان خندیدند گفتند: خیلی هم حالا همچین بی‌ربط نیست. واقعاً از نوشتن این روح مجرد چه چیزی گیر مرحوم آقا آمده؟ چه نفعی ایشان می‌برند؟ ایشان استادی داشتند و پیش آن استادشان راه رفتند و سیرشان را هم كردند و به مطلب هم رسیدند و بعد هم دارند می‌روند، بعد از اینكه این كتاب را نوشتند سه سال بعدش هم فوت كردند، این كتاب را برای من و شما نوشتند، توجّه كردید؟ كه ما رفتیم و رسیدیم، بفرمایید این هم این كتاب، در آن هم این دستور، در آن هم این برنامه، فردا روز قیامت نگویید راه را نشان ندادم ها! فردا نگویید فقط تنهایی خوردم ها! فردا نگویید از این سفره شما را محروم كردم! ما سفره را باز كردیم برای همه، حالا كه این‌طور هست پس بنابراین انسان نباید به خودش یاس راه بدهد و خود را از رحمت خدا ناامید كند.

  •  باید بداند كه رحمت غلبه دارد و رحمت او همه جا را گرفته و ما خودمان با دست خودمان راه خودمان را می‌بندیم با دست خودمان راه را می‌بندیم، وقتی كه تو می‌شنوی یك مطلبی را، به جای اینكه بیایی این مطلب را بپذیری بلند می‌شوی می‌روی سراغ این كه یك جوری بیایی و بگویی این قضیه دروغ است، تو داری راه خودت را می‌بندی، توجّه كردید؟ پس نگو فلانی این‌قدر پیش آقا بود آخر آن‌طور شد، فلانی آن‌قدر بود آن‌طور شد، نه! تو با دست خودت، تو با زبان خودت، تو با فهم خودت داری راهت را می‌بندی.

  •  فلانی هم كه بود و این‌طور شد در همان موقع هم به فلانی این مطالب گفته شده بود، ترتیب اثر نداد، همان موقع به آن شخص گفته شده بود، ترتیب اثر نداد، اگر ترتیب اثر می‌داد این‌طور بود؟ همین‌طور بود؟ پس بنابراین این چه گلایه‌ای است؟ این چه یاسی است؟ این چه ناامیدی است؟ و این چه حرمانی است؟ و این چه بیچارگی و بدبختی است كه یك نفر باید به آن مبتلا بشود و به واسطه كاری كه خودش دارد انجام می‌دهد بیاید و تقصیر را بیندازد گردن خدا و بیندازد گردن ملائكه و بیندازد گردن عالَم مدبّرات، كه بله! خب این چه جوری می‌شود، آن این‌طور شد، خب ما هم شاید این‌طور بشویم، نه! آنها می‌گویند این حرفها نیست، هیچی نیست، بیخود چرا گردن خدا می‌اندازی؟ آقا رفتی خلاف كردی به تو گفتند این كار را نكن! رفتی خلاف كردی حالا بخور! حالا بخور! چرا دیگر گردن خدا می‌اندازی؟ چرا گردن ملائكه می‌اندازی؟ وقتی می‌گویند آقا این كار را نكن ...، خب آنها چه كار كنند دیگر؟!