
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
15راجع به آن مسائل، مطالبی عرض میكنیم، پس بنابراین این صحیح نیست كه انسان از صبح كه بلند میشود شروع كند به خوردن، نه! وقتی صبح بلند میشود خب تا ظهر صبر كند مگر اینكه میان وعده و چیز مختصری باشد، به مقداری كه برای انسان ضعف حاصل نشود این كفایت میكند و این عادت باید از بین برود، این عادت نمیگذارد كه اصلًا انسان به یك اشتهای واقعی برسد تا اینكه غذا بخورد، دائما در حال اشتغال به این مسئله هست و فكر او نسبت به این قضیه مشغول است.
مطلب دوم در اینجا این است كه از این طرف هم انسان نباید بیفتد، یعنی به طور كلی به یك نحوهای وضعیت تغذیه خودش را قرار بدهد كه بخواهد به جهاز هاضمه او و به معده او فشار وارد بشود و بعد مبتلای به بعضی از بیماریها بشود. آنچه كه ما در طول ارتباط با بزرگان مشاهده میكردیم این بود كه آنها نسبت به افراد و خصوصیات افراد خیلی توجه میكردند و دستوراتشان هیچ وقت عام نبود، البته برای افرادی كه در یك سطح بودند به یك كیفیت بود، ولی افرادی كه مشاهده میكردند اینها باید از یك جریان خاص و از یك رژیم خاص و تغذیهای خاص تبعیت كنند و نسبت به آنها ما میدیدیم كه ایشان و بزرگان دیگر به نحوه [خاص و دستورات خاص] عمل میكردند.
لذا به طور كلی برای افرادی كه میتوانستند، سه روز روزه گرفتن در ماه را توصیه میكردند و برای افرادی كه استعداد بیشتری داشتند و میتوانستند حتی توصیه به هفتهای دو یا سه روز میكردند، یك روز در میان، یا هر دو روزی یك بار، كه شرائط، شرائط رسیدن به این مطلوب بود، یعنی كیفیت تغذیه در سحر، كیفیت تغذیه در افطار، و در اینجا نباید زیاد باشد و آنجا نباید زیاد باشد، به اندازه باشد، تا اینكه بتواند اثر خودش را بدهد، وگرنه صرف روزه گرفتن، كه خب انسان اگر فرض كنید كه آنقدر امتلاء معده پیدا بكند كه اصلًا تا موقع افطار اشتها پیدا نكند به افطار، خب روزه فایدهای ندارد و نتیجهای ندارد.
