تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
9میگویم، اینهائی كه در سنین رشد هستند و بعضی از اوقات ممكن است كه تفكرات و تخیلات و توهماتی برای انسان پیدا بشود و انسان تصور بكند كه میخواهد یك كار خیر انجام بدهد، یك حركتی بكند، یك قدمی بردارد ولی خبر ندارد كه چه عواقبی و تبعاتی ممكن است دربرداشته باشد و بعد گرفتار شود.
مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه به بنده فرمودند: كارى نكن كه به واسطه تفريط و اهمال در تغذيه تا آخر عمر مركبى براى بدنت بشوى و بدنت بر تو سوار بشود و همینطور هم شد، خب این بزرگان همینهایی هستند كه این دستورات را میدهند، همینهایی هستند كه به انسان این توصیهها را میكنند، خب ما گوش ندادیم، خیلی توجه نكردیم، حالا هی باید مراعات كنیم و چه كنیم.
خب این در شرائطی بود كه خود ایشان یك وضع دیگری داشتند و از یك صحت و سلامتی برخوردار بودند و حتی خود مرحوم آقا كه ایشان هم از نظر مزاج در وضعیت خوبی بودند، باز هم به پای ایشان نمیرسیدند میگفتند: كه ما روزه میگرفتیم ایشان میآمد با نان و سبزی، نان و برگ ترب سحری میخوردند، مرحوم آقا میگفت ما نمیتوانستیم اینطوری روزه بگریم، بلند میشدیم میرفتیم منزل، والدهمان غذا درست میكرد نون و ترب را آنجا میخوردیم، میآمدیم خانه تازه سحری اصلی را میخوردیم، میگفتیم كه بابا غذا را بردار بیار، آن نان و ترب را آنجا خوردیم، آنكه برای ما كه سحری نشد، آن مربوط به آقای حداد است آن حالا چه میكند و به چه نحوه با این نان و سبزی كنار میآید ما نمیدانیم، خلاصه این به درد ما نمیخورد، توجه میفرمایید؟
در حالی كه در همان وضعیت، هر دوی اینها سیرشان را داشتند، هردوی اینها حركتشان را داشتند، هردوی اینها راهشان را میرفتند ولی آن با آن تغذیه میتواند، این نمیتواند، توجه میفرمایید؟ هر كسی خدا برایش یك ظرفیتی قرار داده، یك توانی قرار داده، یك استعدادی قرارداده و یك خصوصیاتی قرار داده، همه كه یك جور نیستند، بچه پنج ساله باید مرتب بخورد، نخورد میماند، از رشدش میافتد، آدم سی ساله نه، بیست ساله نه، بیست و پنج ساله نه، حساب و كتاب باید داشته باشد و میزانش باید مشخص باشد و اینطور نبایست به آن نحوه باشد.

