تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
3بلند میشود یك ساعت بعد یك چیزی میخورد، میرود خانه رفیقش میوه و شیرینی میآورند آنجا هم میخورد، در منزل خود، وارد اطاق می شود میبیند كه خوراكی روی زمین است، مشغول آن هم میشود، این نحو تغذیه صرف نظر از مضراتی كه برای بدن و جهاز هاضمه دارد و فشاری كه روی كبد میآورد غیر از این بحثها، آن چیزی كه برای سالك مهم است، آن توجه خاص اوست و فكر خاص اوست و نظر اوست و ذهن آماده اوست برای تلقی مطالب، در یك چنین فضایی این مطلب حاصل نمیشود. خداوند اینطور قرار داده و دست انسان نیست.
به همین جهت است كه در روزه و در صوم و در كف نفس در طول روز در ایام ماه مبارك یا در اوقاتی كه انسان در سایر ایام روزه میگیرد، میبینید كه مسئله توجه در انسان فرق میكند، این فرق از كجاست؟ این به خاطر این است كه در یك چنین شرائطی روح و نفس در فراغت به سر میبرند و درگیر ارتباط با بدن و هضم و اشتغال جهاز هاضمه و ارتباط این اشتغال با نفس و با روح نیستند، خواهی نخواهی این مسئله هضم و اشتغال دستگاه هاضمه با فكر مرتبط خواهد شد، با نفس مرتبط خواهد شد، با روح مرتبط خواهد شد، با ذهن مرتبط خواهد شد.
ما در رفتار بزرگان مشاهده میكردیم، مرحوم والد رضواناللَهعلیه یا مرحوم استاد ایشان وقتی كه فرض بكنید كه یك جایی میرفتند، خیلی به مختصر [خوردنی] اكتفا میكردند، البتّه این مطلب را بارها خدمت رفقا عرض شده كه این مسائلی كه ما مطرح میكنیم مربوط به شرائط عادی سلامت و یك صحت انسان است نه مربوط به شرائط خاص و دستور خاص و موقعیت خاصی كه هر شخصی ممكن است داشته باشد، هر شخصی برای خودش یك نحوه دستگاه [گوارش] دارد، یكی دو ساعت، سه ساعت غذا نخورد ممكن است دچار ضعف شود خب آن مسئلهاش فرق میكند، خیلی از افراد هستند به واسطه بعضی ناراحتیها، كم كاریها، مسائل غدد و امثال ذلك به طور كلی كیفیت هضم آنها و سوخت و ساز آنها دارای اختلال است و اینها دچار ضعف میشوند، مثلًا كسانی كه ناراحتی قندی دارند به همین كیفیت هستند.

