توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
3مسئله را باید در نظر بگیریم كه این مسئله حماقت، حماقتی كه الان در بین السنه متعارف است و متدارج است این به معنای خُل وضع بودن است. یعنی كسی كه كارهایش كارهای غیرعادی است، ولی این تعبیر یك قدری حالا تعبیر تندتری است، تعبیر بهتر عدم درك صحیح است.
انسان راجع به مسائل مختلف، راجع به قضایای شخصی، راجع به مسائل اجتماعی، راجع به مسائل ارتباطات، معامله، غیر معامله، خارج، داخل منزل، مسائل خودش و معاشرت، آن درك صحیح را نداشته باشد، كارهایش از روی عجله باشد، بدون تامل باشد، مشورت نكند، یا مشورتی كه میكند با افراد نادان مشورت كند. تصمیمهایی كه فرض كنید كه بچههای پنج ساله میگیرند و هفت ساله میگیرند، ده ساله میگیرند این تصمیمها برای خود آنها یك تصمیمهایی است كه متناسب با سنشان است، ولی وقتی كه شما آنها را ارزیابی میكنید میگویید این تصمیم، تصمیم بچهگانهای است، این بچهگانه یعنی همین حماقت، بچهگانه، صباوت، طفولیت، كودكی.
انسان یك مطلبی را كه در جایش خودش نیست بخواهد مطرح بكند، برای خیلی از افراد اتفاق میافتد، مخصوصاً اینكه حالا یك موقعیتی هم شخص داشته باشد طبعاً این حساسیت بیشتر خواهد شد، انسان هر حرفی را كه نمیتواند بزند، هر سخنی را كه نمیتواند بگوید، شما آنطور كه در منزل خود هستید و با اطرافیان در منزل صحبت میكنید آنطور كه الان در این مجلس صحبت نمیكنید، اگر بخواهید همان حرف را بیایید در اینجا بزنید ممكن است بگویند این شخص شخص به دور از آداب و به دور از مسائل و آداب معاشرت هست، اسم این را ما میگذاریم حماقت یا بَلَهَ، بَلَهَ یعنی یك نوع كم فهمی.
خب این ناشی میشود از اینكه انسان یك درك صحیحی ندارد، آن تیزی را ندارد، آن دقت را در انتخاب مطالب ندارد، آنچه را كه باید ببیند كه در این محفل و در این مجلس گفته میشود آیا صلاح هست یا نه؟ خیلی از اوقات میشود اتفاق میافتد یك حرفی آدم میزند بعد میگوییم ای كاش این حرف را در این مجلس نمیزدم، اینجا جایش نبود، به خاطر همین همیشه بزرگان توصیه كردند هر چه را میخواهید بگویید یك توقفی قبلش بكنید، یك چند ثانیهای، ببینید جایش هست یا نیست.

