
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
4در جلسه قبل عنوان یادتان میآید چه گفتم؟ چه اشتباه بزرگی بعضیها مرتكب شدند!! و مطالبی را به مرحوم آقا نسبت دادند كه اصلًا صحت نداشته. خیلی مسأله، مسأله مهمی است.
یك وقتی كسی از یك شخص عادی نقل میكند، این هم باید رعایت كند، هر چیزی حساب و كتاب دارد، شما اگر از برادر مؤمنتان یك قضیه نقل میكنید گاهی اوقات یك كلمه وقتی كم و زیاد باشد حیثیت، آبرو، عرق او در معرض خدشه و تهدید قرار میگیرد و خیلی نسبت به این مسأله توجّه دارید.
حالا اگر بخواهید كه یك مطلبی را از قول یكی از افراد نزدیكان و منتسبین به خودتان نقل بكنید یا راجع به او یك مطلبی شنیدید، خب این دقت چند برابر میشود، چون بالاخره مسألهای است كه به شما بر میگردد، ببینید به همین كیفیت و حساسیت و ظرافت مطلب بالا میرود تا اینكه انسان بخواهد یك مطلبی را از یك ولی خدا نقل بكند، اینجا دیگر شوخی نداریم، اینجا دیگر مسئله شوخی نیست، یك شخص بزرگی كه یك موقعیت اجتماعی دارد و یك موقعیت معنوی دارد و یك خصوصیت خاص به خود را در بین خیلی از افراد دارد و افراد روی مطالب او حساب باز میكنند و روی مسائلی كه از او میشنوند ترتیب اثر میدهند و آنها ذهنیتشان را براساس ذهنیت و آن معانی و مفاهیمی كه به آنها القاء شده تطبیق میكنند اینجا دیگر قضیه شوخی نیست.
همین قضیه برود بالا فرض بكنید كه به امام علیه السلام مسأله منتهی بشود، ببینید چقدر ... امام كه آن دیگر جای خود دارد، كلام امام دیگر حجیتش حجیت الهی است، این هم همینطور، این هم كلام ولی خدا حجیتش الهی است، منتهی آن در یك مرتبه خیلی بالاتر و دقیقتر و عمیقتر.
همین قضیه را حالا به قرآن نسبت داده بشود، خب میبینید همین طور مسأله، دقتش و اهتمامش بیشتر می شود. پس بنابراین ما همین طوری بلند شویم بیاییم یك حرفی را از یك ولی خدا نقل كنیم بدون اینكه راجع به اطرافش تحقیق كنیم، ببینیم آیا ما این مطلب را كه شنیدیم درست شنیدیم؟ كی شنیدیم؟ در چه برههای؟ در چه زمانی؟ در چه ظرفی؟ در چه اقتضایی؟ آدم یك حرف را در ده تا مجلس ده جور مختلف میزند، ده قسم مختلف میزند، برحسب استعدادات و ظرفیت و اقتضاء آن مجلس انسان مطلب را مختلف نقل میكند، در بعضی از مطالب فرمودند: المجالس بالامانات.
