
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
13ببینید بدبخت در وسواس به كجا رسیده، البته من خب یك جور دیگر فنی جواب دادم، گفتم شما اعلمیت را به چی میدانید؟ اگر اعلمیت به محفوظات و فلان و جمع كردن كتب است، خب بله یكی ممكن است عمرش صد سال باشد تبعاً بیشتر خوانده، اگر اعلمیت رسیدن به مطلب است خب آن یك حرف دیگر است، پس آن دیگر جای این حرفها نیست.
یعنی میآید در دین، در ارتباط، در ارتباط با راه، با سلوك كه باید محكم باشد تا جلو برود، باید بدون تردید باشد تا جلو برود. آن بیماری كه میرود پیش یك پزشك و بعد شك میكند و وسواس میكند در نسخهای كه پزشك تجویز كرده، آن دیگر نمیتواند برود داروخانه و نسخه را به آن داروخانه ارائه بدهد و همین طور میماند در خیابان، بروم نروم، بروم نروم، بروم در داروخانه یا نروم و همین طور میایستد، مرض هم بعد او را از پا میاندازد، یا اینكه آن داروخانه ساعت ده شب میشود و دیگر در را میبندد میرود در منزلش، و وقتی تصمیم میگیرد كه درب داروخانه بسته شده، این میشود چه؟ این میشود وسواس، این میشود احتیاط بیجا، كه انسان بیاید و به جای اینكه از این مطلب به عنوان یك وسیله استفاده كند خود همین قضیه برای او موضوعیت پیدا میكند و همانجا میایستد.
استاد من اعلم است یا فلان مرجع اعلم است، استاد من اعلم است یا آن، اینی كه میگوید اینجور نماز بخوان راست می گوید یا اینی كه آنطور میگوید راست میگوید، اینی كه میگوید اینجور حج انجام بده راست میگوید یا اینی كه میگوید اینطور انجام بده راست میگوید!
یك شخصی یكی دو سال پیش تماس گرفته بود و گفت آقا من داشتم طواف میكردم آمدند به من تَنه زدند و من برگشتم، چه كنم؟ گفتم طوافت درست است، گفت آخه همه میگویند طواف باطل است، من همگفتم خب طوافت باطل است. گفتم خودت میگویی و اگر از من میپرسی پس چرا میگویی همه میگویند، اگر همه میگویند پس چرا از من میپرسی. گفت چه كار كنم؟ گفتم برو هر چه كه همه میگویند گوش بده! هر چه همه میگویند؛ برو دوباره طواف انجام بده!.
