
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
12این وسواس موجب این آفتی است كه با وجود آن اگر سالك هشتصد سال سیر و سلوك كند نمیتواند حركت بكند، هزار سال حركت بكند نمیتواند، و میآید سایر مطالب را میگیرد، سایر روزنهها را میگیرد، در جهات مختلف نفس رسوخ میكند، فعلًا مسأله تغذیه است، بعد میرسد به یك جای دیگر.
یك دفعه یكی از دوستان مرحوم آقا آمده بود منزل، روز عاشورا بوده یا روز عرفه این قضیه را یا خود مرحوم آقا برای بنده نقل كردند یا اینكه خودم شاهد بودم، آن زمانها روز عرفه كه بنده نبودم ظاهراً این قضیه را خودشان برای بنده نقل كردند بعد رفته بود غسل كند در وسط غسل درب را باز كرده به افرادی كه آنجا بودند، میگفتند: آی آقای فلان و آی آقای فلان، آیا این آبی كه الآن دارد میآید كر است یا كره است!
تو داری در خانه یك عارف غسل میكنی، وسط چیز دنبال این كه آی نكند این آب حالا كر نباشد و تكلیفمان چیست؟! و حالا چطوری غسل بكنیم و نمیدانم چه كار بكنیم؟!!
ببینید وقتی وسواس بخواهد بیاید، میآید توی منزل یك عارف و یك ولی خدا، میآید آنجا هم نفوذ میكند، داد میزد آیا این آب كر است، مرحوم آقا میخندید و می گفت: نخیر كر نیست آقا. حالا برو هر كاری میخواهی بكن، سربه سرش میگذاشتند بیچاره را، خب حالا كر نیست چی كار میخواهی بكنی؟ یعنی میآید نفس را میگیرد، تو آنوقت در منزل یك ولی خدا با وسواس شك داری زندگی میكنی؟ با وسواس و شك داری زندگی میكنی!!
مگر همین ولی خدا با همین آب غسل نمیكند؟ مگر با همین آب وضو نمیگیرد؟، مگر با همین آب وضو نمیگیرد؟ این وسواس می آید در دین انسان تاثیر میگذارد، دین انسان را دستخوش اضطراب قرار میدهد، در زمان مرحوم آقا یك نفر آمده بود جلوی یك جمعی، میگفت آقا اگر ما ببینیم یكی از مراجع اعلم بود از استاد انسان، تكلیف انسان نسبت به تكالیفش و نسبت به چیز چه خواهد بود؟ من هم گفتم هیچی، بلند میشود میرود پیش همان و استادش را هم میگذارد كنار، دستش را هم میبوسد میگوید خداحافظ، حالا كه شما علمیتت به اندازه دیگری نیست، پس او بهتر میتواند مرا نسبت به تكالیفم آشنا كند و راه را بهتر نشان بدهد.
