هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
3مرتبه بهیمیت و حیوانیت متوقف كند انسان به آن بپردازد، دیگر آن نفس آن حركت خودش و صعود خودش و سیر خودش را از دست خواهد داد. یعنی در همین مرتبه می ایستد، دیگر حركتی نمیكند. بالاخره گیرها متفاوت است، هر شخصی یك نوع گیر و مشكلی دارد، این هم یك جور است؛ توجه كردید؟
آنچه را كه ما در زندگی بزرگان مشاهده میكردیم و همین طور در روایات به دست میآید كه حالا نسبت به روایات بعد یك توضیحاتی اگر خدا بخواهد در جلسات آینده میدهیم این است كه: فقط به این مسئله میپرداختند، یعنی در فكر این نبودند كه چه بوده، چی هست و چی نیست، غذائی را میل كنند كه برای آنها مناسب است، برای حال آنها مناسب است، برای حركت آنها مناسب است، غذاهائی كه معمولًا موجب غلظت خون و موجب ثقل بر جسم و بر هضم است اینها را نمیخوردند. چون دقیقا این مسئله بر حال آنها و توجه آنها تاثیر داشت. و در هر حال ملاحظه خصوصیات خودشان را میكردند و این را انسان میتواند به دست بیاورد، میتواند انسان بفهمد. به طور كلی در تحت یك قاعده عمومی بیشتر دستور میدادند كه: مثلًا گوشت هفتهای دو مرتبه یا حداكثر سه مرتبه خورده بشود. خُب شاید ما به این مسئله خیلی توجه نكنیم، ببینیم حالا خُب این را بخوریم و آن را بخوریم. ولی اگر انسان یك دقت بیشتری نسبت به این مطلب بكند، متوجه خواهد شد كه حال و هوای او تغییر خواهد كرد.
در اوقات خاص غذای آنها هم فرق میكرد، مثلا در یك وقت بزرگان توصیه میكردند بر اینكه: به طور كلی از مصرف گوشت خودداری بشود! خُب الان در یك همچنین موقعیتی چون نفس انسان و حال انسان اقتضای خاص دارد و در یك مورد خاص هست، باید این مطلب در آنجا تحقق پیدا بكند. البته بنده كم دیدم كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه نسبت به افراد دستور ترك حیوانی به این كیفیت می دادند. موارد ترك حیوانی خُب متفاوت است، هم در مورد تغذیه است در خود مورد تغذیه هم مراتب مختلفی دارد و هم در غیر تغذیه كه نحوه پوشش باشد. و این بر همان اساس فلسفهای است كه قبلا خدمت رفقا عرض شد: هر چیزی در این دنیا یك حقیقت مثالی دارد و ملكوتی دارد، كه آن حقیقت ملكوتی همراه با این حقیقت مُلكی و ناسوتی، بر ملكوت و بر مثال انسان تاثیرگذار خواهد بود. و اگر انسان اقدام به یك تغذیه خاصّی بكند، قطعاً آن حقیقت مثالی و ملكوتی برای او تاثیر خواهد گذاشت.

