
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
3اگر انسان بخواهد به صرف اینكه یك مسئله از نظر شرعی ایرادی ندارد، بخواهد به دنبال آن زندگی خود را بگذراند ضرر كرده است، نفعی نبرده البته راجع به این مسئله بعداً توضیحاتی عرض خواهیم كرد .
مسئله تغذیه هم همین است، یعنی انسان همه اش در این فكر باشد كه چه نوع غذایی بخورد، كیفیتش چگونه باشد، از نقطه نظر التذاذ نفسانی در چه مرتبهای باشد، حالا اگر یك خرده كم و زیاد شد، اگر یك مقداری تغییری پیدا شد برآشوبد و برآشفته بشود؛ این باعث می شود كم كم ذهن و نفس در این مرحله كه مرحله بهیمیت است .. [متمكّن شود]، حیوان هم همینطور تغذیه میكند. او هم به دنبال این است كه از چه علفی بخورد كه بهتر باشد، یا اگر حیوان وحشی است، چه شكاری را بگیرد كه برای او لذیذتر باشد، و دیگر به دنبال این نیست كه آیا این خصوصیتی دارد یا ندارد. البته ما گاهی نیز مشاهده میكنیم حیوان نسبت به ما و نسبت به موقعیت ما خیلی برتری هم دارد! فرق میكند! مسائلی انسان میبیند، چیزهایی مشاهده میكند كه واقعا آدمی شرم میكند كه اسم خود را انسان بگذارد!
اما حیوان همین طور است، خدا حیوان را این طور خلق كرده، و آن چیزی كه قرار باشد انسان را در آنمرتبه بهیمیت و حیوانیت متوقف كند انسان به آن بپردازد، دیگر آن نفس آن حركت خودش و صعود خودش و سیر خودش را از دست خواهد داد. یعنی در همین مرتبه می ایستد، دیگر حركتی نمیكند. بالاخره گیرها متفاوت است، هر شخصی یك نوع گیر و مشكلی دارد، این هم یك جور است؛ توجه كردید؟
آنچه را كه ما در زندگی بزرگان مشاهده میكردیم و همین طور در روایات به دست میآید كه حالا نسبت به روایات بعد یك توضیحاتی اگر خدا بخواهد در جلسات آینده میدهیم این است كه: فقط به این مسئله میپرداختند، یعنی در فكر این نبودند كه چه بوده، چی هست و چی نیست، غذائی را میل كنند كه برای آنها مناسب است، برای حال آنها مناسب است، برای حركت آنها مناسب است، غذاهائی كه معمولًا موجب غلظت خون و موجب ثقل بر جسم و بر هضم است اینها را نمیخوردند. چون دقیقا این مسئله بر حال آنها و توجه آنها تاثیر داشت. و در هر حال ملاحظه خصوصیات خودشان را میكردند و این را انسان میتواند به دست بیاورد، میتواند انسان بفهمد. به طور كلی در تحت یك قاعده عمومی بیشتر دستور میدادند كه: مثلًا گوشت هفتهای دو مرتبه یا حداكثر سه مرتبه خورده بشود. خُب شاید ما به این مسئله خیلی توجه نكنیم، ببینیم حالا خُب این را بخوریم و آن را بخوریم. ولی اگر انسان یك دقت بیشتری نسبت به این مطلب بكند، متوجه خواهد شد كه حال و هوای او تغییر خواهد كرد.
