
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
10لذا میبینیم این گونه افراد وقتی كه مینشینیم با آنها صحبت میكنیم همه دم از خوراكی میزنند: این خوب است، آن بد است، این اینجوری میكند، آنجوری میكند، سرطان میآورد و این رفع آن را میكند و ... این كه همه اش شد شكم! چون آمده و در اینجا گیر كرده. وقتی كه شارع گفته كه: در آنچه را كه در بازار هست شما باید قاعده أصالةُ الطهارة جاری كنید و از قاعده أصالةُ الحِلّ؛ همه چیز طاهر است، حكم به طهارت باید بكنید، بعد حكم به حلّیت كنید، مگر اینكه یقین پیدا كنید. حالا انسان بلند شود برود در بازار از آن [دكان قصابی و بگوید:] آقا این گوشتی كه الان تو آویزان كردی خودت یقین كردی كه چهار رگش بریده شده؟! بسم اللَه گفته شده؟! رو به قبله بوده؟! مسلمان بوده؟! غصبی نبوده نمیدانم چی چی نبوده؟! زندگی دیگر برای آدم نمیماند.
از قصابی درمیآید میرود سراغ مرغ فروشی: آقا این مرغی كه شما اینجا گذاشتید آیا خبر دارید این را از كجا خریدید؟ یكی یكی، دونه دونه بسم اللَه گفته شده ...؟! این زندگی نشد! باید در همه چیز آدم بلند شود برود ... یك دفعه اینجوری به این وضع و به این كیفیت و به طور كلی آن بلائی كه موجب هدم اساسِ حركت نفس است كه همان جهت وسواس است [پیدا شود].
ما یك وقت رفته بودیم منزل یك بنده خدایی در همین قم. رفته بودیم آنجا موقع غذا شد، شخص اهل علمی بود، گفت: این مرغها را ما خودمان زنده خریدیم و آوردیم در اینجا و خلاصه ما گفتیم كه بیایند و چیز بكنند و شما خلاصه با طیب خاطر این را بخورید كه این ذبحش، ذبح شرعی است و هیچ ایرادی ندارد.
گفتم: مگر خُب بیرون چه ایرادی دارد كه شما نمیگیرید؟ گفت: «نه خیر، ما از چیزهای بیرون نمی گیریم و معلوم نیست چه خواهد شد و ما نمیتوانیم آنچه را كه ...» اینها چیست؟! به ما میگویند: آنچه را كه در سوق مسلمین است آن طاهر است، دیگر تمام شد. حالا آدم هِی بیاید بایستد و برود خودش تحقیق كند كه آیا این ...، برود نگاه كند در كشتارگاه برود یكی یكی بایستد بالای سر این گوسفندها نمیدانم این چیزها!
