
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
27و مراتب و ... همه را حضرت میآورند رو و برای انسان شرح میدهد و توضیح میدهند و خود را در قبال پروردگار عرضه میدارد كه من این هستم، من اینطور بودم، اینطور بودم، از عدم مرا به وجود آوردی، دست مرا گرفتی، در دامان تربیت بزرگان و در دامان تربیت خودت مرا تربیت كردی، راه را به من نشان دادی.
واقعا وقتی كه انسان این دعا را میخواند به فكر خودش نمیافتد؟ خودش چه بوده؟ الآن كجاست؟ هان؟ به فكر خودش نمیافتد؟ خدا میتوانست راه دیگری برای او درست كند، نقشه دیگری كه اینجا نباشد، در این مكتب نباشد، بر سر این سفره نباشد؛ میشد یا نمیشد؟ اما خدا نكرد! آورد، آورد، پیچاند، پیچاند، رفت دور زد از آن طرف، هركس را به تناسب حال خودش، هركس به تناسب موقعیت خودش ... وقتی شما نگاه میكنید این دعای روز عرفه را میخوانید، انگار اصلا امام حسین دارد از ما حرف میزند! اصلا دارد پرونده ما را میریزد رو! هان! آنوقت آدم قدر میداند: عجب! این خدا ...
من جدّاً میگویم، این قضیه مربوط به خودم را میگویم هر كدام از رفقا برای خودشان هم دارند واللَه! قسم میخورم كه اگر خداوند دست مرا نگرفته بود، اگر خداوند دست مرا نگرفته بود، خصوصا بعد از فوت مرحوم آقا، معلوم نبود من الآن كجا بودم. یعنی من این قضیه را به عنوان تواضع نمیگویم، تواضع یك جایی دارد برای خودش، وقتی یك واقعیتی هست چرا آدم نگوید؟ چرا آن منّتی را كه خدا بر سر انسان دارد، چرا انسان نیاید و آن را درك نكند و ابراز نكند و اظهار نكند؟
الآن وقتی كه نگاه میكنم به جامعه، وقتی كه نگاه میكنم به زملاء، وقتی كه نگاه میكنم به اقران، به همه افراد، وقتی كه نگاه میكنم، میبینم كه عجب! آیا برای خدا كاری داشت كه بجای این مسیری كه برای ما قرار داد، یك مسیر دیگری قرار بدهد، تا ما هم در همان حال و هوا باشیم؟
