نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
15خب این حرف را چه كسی دارد میزند؟ یك مجتهدی دارد این حرف را میزند كه قطعا از اقران خودش حدّاقل اعلم است. او دارد یك همچنین مطلبی را میگوید. او چه برداشتی از این شخصیت دارد كه در اینجا نمیگوید احتیاط میكنم؟ آنجا میگوید احتیاط میكنم، اما اینجا نمیگوید احتیاط! با اینكه هر دو از اولیاء خدا، هر دو از بزرگان، هر دو از عرفاء، هستند و حرفی در آنها نیست. به هر دوی اینها ما امید شفاعت داریم؛ توجه كردید؟
این را میگویند مراقبه؛ یعنی چه؟ یعنی شما هر قدمی را میخواهید بردارید، منطبق با آنچه را كه تشخیص میدهید بدون اینكه خودتان را گول بزنید، بدون اینكه اغماض كنید، بدون اینكه تأویل و توجیه كنید، بدون اینكه چشمتان را ببندید، طبق همان حركت كنید. اگر مرحوم آقا رضواناللَهعلیه آنچه را كه راجع به مرحوم انصاری فرمود و خود عمل میكرد راجع به مرحوم حدّاد عمل میكرد، همینجا میایستاد و دیگر نمیتوانست بالا برود؛ اینجا باید از این افق رد بشود، آنجا باید احتیاط كند، آنجا باید مخالفت كند. ایشان با بعضی از افراد بودند قبلا خدمت رفقا عرض كردم ایشان با خیلی از بزرگان تماس داشتند و ارتباط داشتند. یكدفعه یك قضیهای اتفاق افتاده بود، من با ایشان بودم، نمیدانم در نجف بوده ... من آن موقع سنم حدود هفده سال بود، حالا چون ممكن است ذكر افراد بشود، از ذكر اسامی اشخاص خودداری میكنیم. یك نفر به یك شخصی كه وصی هم بود، وصی مرحوم قاضی بود، به یك نفر كه حالا اسم نمیبرم، یك دستورالعملی داده بود، یك مطلبی، یا از او درخواست كرده بود، یك چیزی، او گفته بود كه این را انجام بده، او درخواست كرده بود.
من سنم حدود هفده سال بود. رو كردم به مرحوم آقا، گفتم: آقا حالا این دستورالعملی كه ایشان دادند درست بوده؟
یك بچه هفده ساله، حالا دارد برای بزرگان تعیین تكلیف میكند! خب علیكلّحال همیشه اینطوری بودیم. گفتم حالا این كه ایشان گفتهاند درست بوده؟

