نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
5است. خب وقتی كه ما با این مسئله برخورد كنیم، همینطوری میگذاریم برویم؟ برویم! یكی پنجاه سالگی، یكی شصتسالگی، یكی هفتادسالگی، یكی شصتوپنج سالگی همینطوری خب برویم!
برای یك بیماری معده، برای یك بیماری شكم تا اینكه ببینیم چی هست و چی نیست، تمام زمین و زمان را درمینوردیم تا اینكه به یك نقطه مطلوب برسیم؛ اما اینقدر این مسئله را شل گرفتهایم كه به حرف یك نفر دین و دنیایمان را میگذاریم: فلانی اینطوری گفته!
خب شاید اشتباه كرده گفته!
فلانی یك همچنین حرفی زده، فلانی یك همچنین مطلبی گفته ...
بله؟! ما خیلی در مسائل اجتماعی سراغ داشتیم از نظائر این قضیه كه یكدفعه نگاه میكردیم یك مطلب همهجا پخش شد، وقتی كه بررسی میكردیم میدیدیم اصلا صحت ندارد.
حالا شما ببینید بر این اساس یكی میآید جانش را میگذارد، یكی میآید جان فرزندانش را میگذارد؛ برای چه؟ فلان آقا یك همچنین حرفی زد! خب حتما درست است دیگر! حتما درست است!
بر این اساس «حتما درست است» جانش را میگذارد؛ جان یك چیزی نیست كه عوض داشته باشد. جان فرزند را میگذارد، مسائل دیگر در اینجا مطرح است. بر اساس چه؟ فلان آقا آنجا بالای منبر این را گفت، فلان آقا در تلویزیون یك همچنین حرفی زد، فلان آقا در فلانجا این را گفت ...
یعنی به این راحتی؟ قضیه به این راحتی؟ یعنی اینقدر مسئله شل است؟ اینقدر مطلب راحت و به سهولت است؟
این كه هِی میگویم وقتی كه میخواهی یك قدم بگذاری مواظب باش با یقین آن قدم را بگذاری برای همین است كه یكدفعه بعد از پانزده سال نگویی: عجب! این كاری كه ما تا حالا میكردیم بر اساس گفته یك نفر بود و آن یك نفر هم در این قضیه اشتباه كرده!
هیچ! پانزده سال رفت هوا! رفت هوا! خب برو ببین!
به همین جهت است كه بزرگان، مبنای پذیرش كلام اعتقادی را بر اساس خبر واحد قرار ندادهاند. خبر، خبر واحد نباید نباشد، بلكه خبر باید متواتر باشد، این چه میگوید؟ آن چه میگوید؟ این اینطور میگوید، آن اینطور میگوید؛ دوباره از او سؤال كنم ببینم حرفش فرق كرد یا فرق نكرد.

