نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
3اطرافش غور كند. با آنچه را كه میداند و یقینیات اوست، با آن بسنجد و به كلام این و آن توجّه نكند؛ به كلام این و آن توجه نكند و اساس سعادت دنیا و فلاح آخرت را بر اخبار آحاد نگذارد. صحبتهایی كه اینطرف و آنطرف میشود: فلانكس اینطور گفت، فلانكس آنطور گفت ... خب ما در این سنوات مشاهده میكردیم دیگر، كاملا مشهود بود: فلانكس فلانحرف را زده ...
بنده در اینگونه مطالب خیلی مسائل را میدیدم، مربوط به افراد معروف، افراد مشهور. یكدفعه میدیدیم یك خبری پخش شده، یك مسئلهای پخش شده، نگاه میكردیم به خود و با آن معیارهایی كه در نظر داشتیم وقتی كه در نظر میگرفتیم، میدیدیم با این مطالب نمیخورد، اینها جور درنمیآید، چطوری میشود قضیه مثلا با آن برداشتی كه ما داریم جور دربیاید، با آن واقعیتی كه ما رویش زندگی را گذاشتهایم، دینمان را روی آن گذاشتهایم، دینمان را گذاشتهایم، دنیا و آخرت را گذاشتهایم؛ خب چطور جور درنمیآید؟
بعد معلوم میشود بله آقا، یك خبری بوده و یكی یك چیزی گفته و یك مطلبی نقل شده و بعد او هم بر اساس توهم و تخیل كم كرده، زیاد كرده، و مسئله به این كیفیت بار شده است.
سخن بنده این است: ما خیلی مطالب سلوك و مطالب دینی خودمان را شُل گرفتهایم و از آن به سهولت میگذریم. برای یك ناراحتیای كه در شكممان پیدا بشود، خودمان را به هزار در میزنیم، از هزار نفر سؤال میكنیم: آقا این ناراحتی چیست؟
این دكتر یك چیزی میگوید، میرویم سراغ یك دكتر دیگر ببینیم نظر او چیست. از تخصص داخلی رد میشویم، به تخصص خود آن موضع میرسیم، باز در آن موضع افراد مختلفی كه هستند همه را بررسی میكنیم، یكی میگوید آقا عمل كن، دیگری میگوید آقا عمل فایده ندارد، آن یكی میگوید با دوا خوب میشود، آن یكی میگوید دوا نتیجه ندارد، آن یكی میگوید آنجا برو، دیگری میگوید اینجا برو ... هزار جور ما به این در و آن در میزنیم، درست؟ اما برای مهمترین مسئله حیاتمان كه مسئله آخرتمان است، مسئله سرنوشتمان است، و مسئله ابدیت ماست ... خب ما با چه وضعیتی از این دنیا میخواهیم برویم؟ با چه وضعیتی میخواهیم برویم؟ همینطوری میرویم؟ خب همینطوری برویم!

