نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
13كرد، در تمام این موارد، این نكته برای ایشان بود. لذا وقتی كه به آن استاد واقعی رسیدند و به فرمایش خودشان وقتی كه من به حضرت حدّاد رسیدم، به همهچیز رسیدم. بارها بنده این عبارت را از ایشان میشنیدم، بارها میشنیدم و ایشان برای من همهچیز بود.
وقتی كه رسیدند مثل یك فرد واله و تشنه بودند كه به دنبال مطلب و به دنبال حقیقت است.
در وقتی كه ایشان رفتند به ملاقات مرحوم حدّاد، در زمانی بود كه ایشان در خدمت و اطاعت سلوكی مرحوم آقای انصاری قرار داشتند و آقای انصاری نگفته بودند برو پیش آقای حدّاد؛ توجه میكنید؟ نگفته بودند! اما ایشان چه برداشتی داشت؟ چه وضعیتی داشت؟ چه حالی داشت؟ كه وقتی رفت پیش استادشان، رفتند پیش آقای حدّاد برای اولین بار بود دیگر دیدند كه هان! آن كسی كه دنبالش میگشتند این است! این است!
ما نسبت به بزرگان باید كمال رعایت احترام را داشته باشیم، و رعایت ادب را در تعابیری كه میآوریم، باید قطعاً انجام بدهیم، و این همان مطلبی است كه از خود بزرگان یاد گرفتهایم؛ آنها در عین احترام به موقعیت آنان و حفظ مراتب آنان، حیثیت هر كدام را نیز در نظر داشتند، حیثیت هركدام، رتبه هركدام ... خود ایشان مگر نسبت به مرحوم انصاری رضوان اللَه علیه ایشان نفرمودند كه من وقتی كه به ایشان نگاه میكردم، گویا به پیامبری از پیامبران الهی دارم نگاه میكنم!
درست؟! مگر ایشان نمیفرمودند؟ و چقدر ادب و چقدر احترام و چه مسائلی بین خود و ایشان داشتند؛ و چه كارهایی، چه كارهایی كه واقعا من وقتی بعضیهایش را برای دوستان بیان میكنم، تعجب میكنند كه: عجب! ایشان هم یك همچنین كارهایی انجام میدادند برای استادشان؟!
ولی در عین حال هركدام رتبه خاص خودشان را داشتند. قطعا موقعیت مرحوم حدّاد قابل مقایسه با مرحوم انصاری در نزد مرحوم والد نبود، قابل مقایسه نبود. او در یك افقی بود و او در یك افق دیگر؛ گرچه هر دو مراتبی را طی كرده بودند و خود مرحوم انصاری رضواناللَهعلیه در اواخر عمر به آنچه را كه مطلوب و مقصودشان بود رسیده بودند، ولی رسیدن داریم تا رسیدن؛ سعه داریم تا سعه، و هركدام از اینها دارای رتبه و مقام خاص به خود را داشتند، و بر اساس همین رتبه، امور خود را تدبیر و ترتیب میدادند.

