
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
توضیحات:
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
18كلام امیرالمؤمنین علیه السلام و وصیتنامه حضرت را بگیریم و یك مقدارش را از پیش خودمان حذف كنیم، و بعد شروع كنیم ترجمه كردن؛ خب این خیانت است.
یا سایر مطالب دیگر، اینها چیزهایی است كه متأسفانه بوده و هست. آن خطّاط، آن شخص، بنابر سلیقه خودش میآمد و دعا را برمیداشت و یك دعای دیگر به آن فقرات اضافه میكرد، كه این خودش فصل خیلی مفصّلی دارد. در حالتی كه مطالب امام فرق میكند، حال امام، سخن امام، كلام امام، تفاوت میكند و انسان نباید تصرف كند. این دعا را مشخص است كه وقتی كه حضرت به یا ربّ یا ربّ میرسند، دیگر مطلب تمام است، یعنی هرچه سخن است گفتهاند و هرچه باید به خداوند عرض كنند، عرض كردهاند؛ دیگر این یا ربّ یا ربّ میآید تمام میكند و بعد هم مسئله تمام است.
و در این رسالهای كه اخیرا بنده راجع به نوروز دارم مینویسم، راجع به این مسئله حذف و تغییرها یك مقداری توضیحاتی دادهام كه چطور آن شخص كاتب وقتی یك كتابی را كه متعلق به یكی از بزرگان است را میخواهد استنساخ كند، برمیدارد از خودش اضافه میكند، و دیگری خیال میكند كه این به خود كتاب مربوط است و به اصل خود كتاب ارتباط دارد و بعد هم یك اشكالاتی پیدا میشود.
تمام وزر و وبالها برمیگردد به آن شخصی كه خیانت كرده، خیانت كرده. خیانت فقط به این نیست كه فقط ... این خیانت است، آدم بیاید كم كند، زیاد كند، گزینشی عمل كند. شما یك مطلبی را میخواهید نقل كنید، نصفش را بگویید، نصفش به صلاح نیست! خب این خیانت است دیگر، خیانت شاخ و دُم ندارد.
یا فلان قضیه را نگویید، فعلا به صلاح نیست، فلان چیز را بگویید ...، همه این مطالب از یك قماش است. خلاصه هرجا كه پای نفس در كار است، اینگونه مطالب هم هست.
دعای روز عرفه بسیار دعای عجیبی است، بسیار عجیب است، و چه خوب است كه رفقا وقتی كه دعا را میخوانند به معانیاش هم توجه داشته باشند. مفاتیح با ترجمهای باشد كه این مضامین را داشته باشند. خیلی دعای عجیبی است ها! اصلا مثل دعای ابیحمزه ثمالی تمام خصوصیات و شراشر وجود انسان و مسائلو مراتب و ... همه را حضرت میآورند رو و برای انسان شرح میدهد و توضیح میدهند و خود را در قبال پروردگار عرضه میدارد كه من این هستم، من اینطور بودم، اینطور بودم، از عدم مرا به وجود آوردی، دست مرا گرفتی، در دامان تربیت بزرگان و در دامان تربیت خودت مرا تربیت كردی، راه را به من نشان دادی.
