
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
توضیحات:
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
12مرحوم آقا یك خندهای كردند، خیلی پرمعنا، و هیچ نگفتند.
خب از این هیچ نگفتن، آدم چه درمیآورد؟ خب اگر درست بوده میگفتند بله درست است دیگر، اشكال ندارد، همینطور است، به این خاطر و به این دلیل ایشان این را گفتهاند و از من هم رفع شبهه میكردند؛ چون من هم بالاخره نسبت به این دستور مشكل داشتم.
گفتم آقاجان اگر من جای آن شخص بودم، نمیبایست به این مطلب ترتیب اثر بدهم.
ایشان خندیدند و دیگر هیچ جوابی ندادند.
خب ما [از این سكوت و خنده] خیلی مطالب میفهمیم. یعنی آن كسی كه با بزرگان ارتباط دارد، از كیفیت صحبت، از جواب، قرائن، شواهد، خیلی مطالب می فهمد، خیلی چیزها دستش میآید. توجه كردید؟ در حالی كه همین قضیه را شما ملاحظه میكنید كه خب مخالفت است دیگر، معنای [این خنده و سكوت] این است كه مخالف است؛ منتها حالا تأدّباً چیزی نمیگوید، تأدّباً حرفی نمیزند و نظیر این قضیه هم زیاد اتفاق افتاد، همانطوری كه نسبت به خودشان هم بعضی مطالب بود، البته خب ضرورتی در گفتن نیست، ولیكن ما میدیدیم كه ایشان به همان تشخیص خودشان عمل میكنند. اما صحبت در این است وقتی كه در قبال استادشان قرار میگیرند چه؟ آنجا هم همینطور است؟ كه آقا شما حالا این مطلبی كه فرمودید من بروم راجع به آن یك قدری فكر كنم! یك قدری تأمل كنم! ببینم حالا چطور میشود؟! اینطور؟ یا اینكه یك همچنین تعبیری میآورند كه: من بلادرنگ این را تناول میكنم.
خب این میشود مراقبه؛ آن كسی كه در این راه حركت میكند و به این كیفیت هست، در هر لحظهاش دارد صعود میكند، چون نفسش را گذاشته در این خط، نفسش را گذاشته در این مسیر، چشمش را نمیبندد، گوشش را نمیگیرد، و نمیگوید: حالا ببینیم چه میشود.
" حالا ببینیم چه میشود" یعنی باختی، تمام شد!" حالا ببینیم چه میشود" یعنی قافیه را باختی!" حالا عیب نداره این كار را بكنیم" یعنی تمام شد!
