
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
28پیغمبر بودم و قدمم را جای قدم پیغمبر میگذاشتم. در هر روز هزار باب از علم برای من میگشود كه از هر باب هزار بابِ دیگر علم گشوده میشد. سخنان ملائكه را میشنیدم و چه و چه حضرت در آنجا میگویند.
خب بفرمایید ببینم این برادر كه دارد خطاب میكند رسول خدا برادر من بود، آیا تا آخر عمر یك دستور به این برادرش داد؟ بگوید: رسول خدا شما بروید از امشب در سجده، این ذكر را بگویید به نظر من بهتر است! حضرت بگویند بسیار خب یا علی من از امشب میآیم این را میگویم!
یا اینكه همیشه به عكس بود: یا علی این كار را بكن، یا علی آن كار را بكن ...
در عین حال هم برادر بودند. مگر برادری با آمریت و مأموریت منافات دارد؟ ما برادری را یك برادری عادی میدانیم. آن برادری در سطح علی و رسول خدا، آن برادری هزار مرتبه از استاد و شاگردی بالاتر است. آن وحدت و عینیت و اتحاد نفس بین این دو برادر را دارد ثابت میكند. غیر از یك استادی كه یك شخصی فرض كنید انسان میرود پیش او، حالا یا خط تعلیم میگیرد، یا علم تعلیم میگیرد و یا هرچه كه تعلیم میگیرد یك شخصی است جدا، و این در یك مرتبه متنازل این دارد نسبت به او نگاه میكند و در تحت انقیاد او قرار میگیرد. این در مقام انقیاد اصلا نیست. این در مقام اتحاد است. و وقتی كه در مقام اتحاد بود، آن فیضی كه باید برسد به این شخص منقاد، آن فیض از دریچه رسول اللَه میرسد. آن فیضی كه باید به مرحوم آقا برسد از دریچه نفس استادش آقای حداد دارد میرسد. این بالاتر از مقام استادی است، نه یك رفاقت پشمكی پفكی الكی! آن هزار مرتبه از استادی بالاتر است.
پس چرا میآیید این حرفها را میزنید و شبهه ایجاد میكنید؟ مسائلِ دیگر هست، افراد دیگر هست، راههای دیگر هست، وارد مسائل دیگر بشوید، وارد مطالب دیگر بشوید، این را به اهل خودش بسپارید. این مطالب مطالبی نیست كه بخواهد در حدود فهم هركسی قرار بگیرد و باعث شبهه میشود، صحیح نیست گفتن این مسائل.
