اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

14275
عنوان بصری

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

20
  •  مكه. تمام این مدت روی سرمان آسمان بود. در خیابان‌ها می‌خوابیدیم، در صحرا می‌خوابیدیم و من تا به حال مكه‌ای مثل آن دفعه نرفته‌ام، تا به حال مكه‌ای مثل آن مرتبه نرفته‌ام و چه مسائلی اتفاق افتاد بماند. خب حالا چی شد؟ چقدر از ما كم شد؟ چند كیلو؟ چه شد؟ عقرب ما را زد؟

  •  نه! گرفتیم خوابیدیم مثل بقیه. حالا شما چه روی تخت هتل كذای در مكه بخوابید، چون رفته بودند برای ما یك هتلی گرفته بودند در مكه، از هتلهای آنچنانی، گفتم من اصلا اینجا را نمی‌خواهم، من می‌خواهم روی همین سنگ‌ها بخوابم. یك چند روزی كه آن‌جا بودیم همه‌اش پیش همین سیاه‌ها، سفیدها، قرمزها، خلاصه همه نوعی آنجا بودند تا صبح می‌خوابیدیم، یك كیفی می‌كردیم، فقط وقتی كه آن مؤذن لاكردار داد می‌زد در بلندگو: اللَه اكبر! مثل فنر از خواب می‌پریدیم! بابا یك اهِنّی! اوهومی! یك چیزی! یك‌دفعه در اعصابمان رعشه می‌افتاد. فقط ترسم از صدای نكره آن مؤذن بود كه نخراشیده و نتراشیده بود و الّا خوش بودیم آقا، خوش بودیم، كیف می‌كردیم. مگر ائمه چطور می‌گذراندند این روزگار را، ما حالا آمده‌ایم با یك وضعی خودمان را عادت داده‌ایم، با یك حال و هوایی عادت داده‌ایم و این را برای خودمان اصل قرار داده‌ایم و خیال می‌كنیم این قضیه عجیبی است، نه آقا، این یك چیز عادی است! عادی عادی.

  •  خب آقاجان بیرونت می‌كنند برو در حرم امام رضا بخواب. حرم حضرت چند تا صحن دارد. مگر مرحوم قاضی نمی‌فرمودند من وجب به وجب در صحن سیدالشهداء بیتوته كرده و خوابیده‌ام؟ مگر نمی‌فرمودند؟ بلند شو برو بخواب. ولی آیا می‌ارزید كه روزیهای عمر خودت را و سال‌هایی كه بر این عمر خودت از وفات مرحوم آقا گذشت، در این حالت بگذرانی كه حق را ببینی و بپوشانی؟ ارزش داشت؟ اگر الآن تو آن كار را نمی‌كردی چه حالی داشتی؟ الآن یك نگاه به حال خودت بكن.