اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

14275
عنوان بصری

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

19
  •  یك وقت یك جایی بودم، یك بنده خدایی بود، خودش صریحا به من گفت، پیرمرد است الآن، الآن قدش بیچاره خمیده شده، دلم می‌سوزد به حالش. خودش به من می‌گفت كه من می‌دانم در این قضایا حق با شماست، ولی جرأت ندارم بیان كنم. یكی دیگر داشت نگاه می‌كرد. یواش دهانم را بردم در گوشش گفتم: این سال‌های سال كه با پدرم بودی، این را یاد گرفتی؟! این را پدرم به تو یاد داد؟

  •  كه می‌دانم حق با شماست ولی جرأت ندارم بیان كنم! آن‌وقت به یكی دیگر از دوستان ما گفته بود كه اگر بخواهم بگویم شریكم مرا از مغازه بیرون می‌اندازد!

  •  بیرون می‌اندازد كه بیندازد! بیندازد كه بیندازد! چند سال بنده خدا عمر می‌خواهی بكنی؟ چند سال؟ نهایتش این است كه می‌روی در كوچه می‌خوابی دیگر كنار خیابان، برو بخواب! برو در صحن بخواب! صحن امام رضا ماشاءاللَه، برو بگیر در صحن بخواب! مگر ما نمی‌خوابیدیم؟ می‌رفتیم در صحن می‌خوابیدیم تا صبح: كربلا، نجف، مسجدالحرام ... ما یك سفر رفتیم مكه، خدا انشاءاللَه قسمت همه بكند، بصورت آزاد رفتیم، با چند نفر از دوستان كه بودیم، از روز هشتم كه راه افتادیم ما زیر سقف نرفتیم تا روز دوازدهم كه آمدیم در