
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
18سالَك است، سالِك نیست.
یك خرده راه را طی كرده، جلو آمده، راه نفس. یكی را نگاه میكنی، هرچه نگاه میكنی كلهاش پایین است! گاهی با یك چیزی ور میرود، با یك چیزی بازی میكند كه اصلا من نمیخواهم گوش بدهم حرفت را، یا برمیدارد مینویسد، یا اگر موبایل دستش باشد شروع میكند نمره گرفتن و فلان و یعنی ما اصلا اعتنایی به این حرفها نداریم.
این افراد متفاوت در افقهای متفاوت نفس هستند. در افقهای متفاوت نفس شما میبینید كه این افراد گرفتار هستند. مختلف است. آن كسی كه الآن اینطور است، از اول اینطور نبوده، از اول بشاش بوده، همان شخص بشاش بوده، منتها در یك محیطی واقع شد، در یك جریانی واقع شد، هِی كمكم به خاطر مصالح خودش، به خاطر مطالب خودش، به خاطر اطرافیان خودش، به خاطر پدر و مادر خودش، به خاطر زن خودش ... چقدر افراد به خاطر همین زن به هلاكت افتادند، به هلاكت افتادند. به خاطر شوهر خودش! خودش یك تفكری دارد، شوهرش یك تفكری دارد: نمیشود دیگر من اگر بخواهم این قضیه را بگویم شوهر با من درمیافتد، زندگیام به هم میریزد، زندگیام را میخواهم، زندگیام را از دست میدهم، زندگیام را میخواهم، زندگیام برایم مهم است، شوهر برایم مهم است، بچه برایم مهم است، داماد برایم مهم است. اگر من این كار را بكنم دامادم از دستم عصبانی میشود، پس باید هوا را داشته باشم.
میبینید؟ هركسی در این دنیا یك چیزی دارد كه برایش مهم باشد یا مسئله داشته باشد. آنچه كه اصلا مهم نیست خدا و پیغمبر و امام است. فقط اینها مهم نیستند! همه چیز در این دنیا مهم است: شوهر مهم است، زن مهم است، قوم و خویش مهم است، كسب و كار مهم است، همسایه مهم است، داماد مهم است، عروس مهم است، شریك مهم است: اگر این كار را بكنم شریكم با من به هم میزند!
