اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
6میگوید: نه، من اشتباه نكردم، یا من این حرف را نزدم.
ا ا ا ا! تو نزدی؟! در چشم من نگاه كن! تو خودت به من نگفتی؟!
من این حرف را نزدم، من این كار را نكردم ...
چه اشكال دارد بگویی من اشتباه كردم؟ چه عیب دارد؟ بدبخت خب جلو میروی! یك قدم جلو میروی، یك قدم حركت میكنی. اینجاست كه ما میبینیم در روایت هست كه اگر بندگان من گناه نكنند، من بندگانی خلق میكنم كه گناه كنند و توبه كنند! این مال این است، حالا فهمیدید معنای این روایت را؟ كه چرا خدا میگوید این بندگان من كه گناه نمیكنند اینها فایدهای ندارد! توبهای كه میكنند فایده دارد.
آیا ممكن است انسان كار خوب انجام بدهد و توبه كند؟ نه، وقتی من كار خوب انجام میدهم، وقتی من نمازم را خواندهام سر وقت، قضا نشده، دیگر توبه ندارد.
ولی میرسیم به جایی كه از این كار هم توبه میكنیم. فعلا نه، الآن نه، الآن توبه برای گناه است. حالا برای رسیدن به آنجایی كه حضرت سجاد میگوید، كار دارد. فعلا برای همین بندگانی كه مثل خودمان هستند دیگر! رودربایستی نداریم كه، همه مثل هم هستیم. بخواهیم راجع به آن مقامات صحبت كنیم حالا كار دارد.
توجه میكنید؟ ممكن است یك شب شما نماز شب خوانده باشید، صبح بلند شوید: ای خدایا من دیشب نماز شب خواندم، چه كار اشتباهی كردم، چرا اینطور كردم، چرا اینطور شد ...
نه! تازه كیف هم میكنید: به به!
حالا یك خرده بخواهیم موحد باشیم میگوییم: الحمدلله، خداوند توفیق عنایت فرمود در جایی كه همه سر به بالش گذاشتهاند و به خواب ناز ... (و همینطور) در یك همچنین وضعیتی خدا به ما توفیق داد كه ما بلند شدیم نماز شب خواندیم، سرمای زمستان را كنار گذاشتیم، خستگی را كنار گذاشتیم، بلند شدیم آمدیم خواندیم، به به چقدر خوب است ...
آیا شده كه فرض كنید كه یك وقتی به یك فقیری انفاق كنید بیاییم توبه كنیم؟ نه، كار خوب است دیگر، تازه شكرانه هم باید به جا بیاوریم، اتفاقا باید هم شكرانه به جا بیاوریم، باید هم شكرانه به جا بیاوریم كه خداوند ما را موفق كرده بر اینكه این عمل خیر را به جا بیاوریم. این جنبه ربوبیاش است. این كه ما را موفق كرده مهم است، كه ما این را انجام بدهیم. حالا كه اینطور شد، اگر یك وقت ما موفق نشدیم، میگوییم خدایا ما چه كردیم كه این توفیق نصیب ما نشده است؟

