اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
4به عقب و اگر كسی را نمیدید، میگفت آقا سلام علیكم!
میگفتم آقا پشت سرت را نگاه نكردی! ممكن است یك نفر از خودشان پشت سر شما باشد! چرا خوب دقت نكردی؟ كه وقتی میخواهی به من سلام كنی ... این سلام كردن به درد عمهات میخورد، این به درد عمهات میخورد كه ببینی اینطرفش كسی نیست، آنطرفش كسی نیست، یكی نمیبیند، یكی توجه نمیكند، هان؟ این چیست؟ این نفس است آقا! حركت در نفس است. نمیخواهی سلام كنی، نكن، میخواهی بكنی، بكن! چرا روح از تنت دارد درمیآید؟ با یك سلام كردن؟ چرا نزع روح داری میشوی؟ قبض روحت دارند میكنند بابا! خب نكن، برو كنار، مجبور نیستی بایستی حالا به ما سلام كنی، ما هم طوریمان نیست، مسئلهای نیست، مسئلهای نیست.
چرا آدم فرض بكنید كه وقتی یك اشتباهی كرده، ناراحت بشود: من در این قضیه اشتباه كردم، من این روایت را كه دیشب خواندم، اشتباه بوده! ای وای! ما این را خواندیم، آنلاین هم همهجا پخش شده، همه جای دنیا هم دیدهاند: ا آقا را نگاه بكن، روایت را اشتباه خواند!
خب خواند كه خواند! «چته؟» دلم خواست بخوانم! اشتباه خواندم، حالا عوضش میكنم! چه اشكال دارد؟ باز هم اشتباه میكنم! اگر یكی منتظر است كه خلاصه حرف بدون اشتباه از من بشنود، این آرزو را به گور ببرد، فقط یك نفر است كه اشتباه نمیكند در عالم، یكی است! همهمان اشتباه میكنیم، و هیچ اشكالی ندارد. مهم این است كه وقتی فهمیدیم، تدارك كنیم، این مهم است. و این تداركش كار انسان را میسازد، توجه كردید؟ این است.
اگر شما ده سال روشی را در پیش بگیرید كه در آن روش اشتباهی نباشد جلوی مردم، فایدهای ندارد، جلو نمیروید. حالا از این طرف بگوییم! از محسنات اشتباه، از محسنات اشتباه و خطا بگوییم. ده سال اگر كار صحیح انجام بدهید هیچ فایدهای ندارد. چرا؟ چون نفستان در آن كار صحیح همینطور ایستاده، متوقف شده، منجمد شده. دلیلش چیست؟ دلیلش این است كه بعد از ده سال اگر جلوی بقیه یك اشتباه كردید، یك شعر كه آمدید بخوانید اشتباه خواندید، یك روایت را كه میخواهید بخوانید اشتباه خواندید، یك حكایت كه نقل میكنید اشتباه نقل میكنید، یك دفعه میبینید همه سیستمتان به هم میریزد؛ از اینجا معلوم است ده سال است كه ایستادهاید! ده سال است كه ایستادهاید! همه سیستمتان به هم ریخت: وای حالا چكار كنم؟

