خصوصیات و اعمال ماه شعبان المعظّم
11الهى هب لى کمال الإنقطاع اليک؛ خدایا کمال انقطاع را نصیب من کن. یعنی من از همه چیز ببُرم، فکرم، عقلم، نفسم، تعلقاتم، همه اینها قطع بشود و فقط یک تعلق بماند و آن تعلق رسیدن به توست. انقطع الیه، یعنی به آن رسید، از همه جا بُرید و به این نقطه وصل شد. این را میگویند انقطاع. انقطع الیه.
الهى هب لى کمال الإنقطاع اليک؛ خدایا این اتصال به تو و انقطاع از خلق، این را نصیب من کن. به من بچشان. خیلی عجیب است ها! انسان وقتی یک همچنین حالاتی به او دست میدهد، البته حالا یک ذرهای! کجا آن چه را که بزرگان ادراک میکردهاند ما میفهمیم تازه میفهمد عجب! تازه کلمات بزرگان را یک مقداری بفهمی نفهمی، همچین یکخرده میتواند تجزیه و تحلیل کند. تازه دعای ابیحمزه حضرت سجّاد را میتواند یک مقداری رویش فکر کند. تازه مناجات شعبانیه را یک مقداری میتواند رویش تأمل کند. تازه دعای عرفه حضرت سیدالشهداء را میتواند بخواند. ببیند حضرت که این دعا را میخواند و گریه میکرد مثل ابر بهار، برای چه بوده؟ آیا این گریهها همه مصنوعی بوده؟! بله؟! یا میخواستند به ما یاد بدهند؟! برای چه بوده؟ که همینطور حضرت میخواند و متحول میشود و منقلب میشود.
الهى هب لى کمال الإنقطاع اليک؛ خدایا کمال انقطاع را به من ببخش، که این خودش هم بخشش از ناحیه توست و من به واسطه فیض این بخشش است که میتوانم به تو منقطع بشوم.
وانر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليک؛ چشم دل ما را به واسطه آن روشنایی دیدار تو باز کن! وقتی که این نظر به تو میکند، این چشم دل ما باز بشود، وقتی که دارد نگاه میکند، و تو را فقط میبیند و تو را مؤثر میبیند، و تو را همه چیز میبیند و تو را همه مسببالأسباب میبیند و همه عالم را از وجود تو میبیند و تو را در همه امور ساری و جاری میبیند. اگر ما کمی به این مسائل معرفت داشتیم چه میشد قضایا؟ چه میشد قضایا؟ آن وقت این حرفها را میزدیم؟ این کارها را میکردیم؟ آیا ما یکی از این حرفها را دیدهایم که بزرگان بزنند؟! همین حرفهایی که همه جا هست و همه جا مثل نقل و نبات میزنند؟!

