خصوصیات و اعمال ماه شعبان المعظّم
10در همین وضعیت یک مرتبه دیدم عجب! یک چیزی در من هست! آن هم خیلی قوی است! آن امید به رحمت خداست! همان خدائیت خدا! همان رحمت خدا! دیدم این را دارم ... و دیدم که فقط همین همراهم هست. نماز، دیدم همراهم نیست، روزههایی که گرفتم همراهم نیست، مسائل و اشتغالات و این مطالب و فلان و اینها ... فقط و فقط تنها چیزی که دیدم همراهم هست و آن از من جدا نشد، و آن را نتوانست کسی کنار قرار بدهد، دیدم همین امید به رحمت خدا و خدائیت خداست! دیدم به به! این یک چیزی است که به خود خدا میتوانم نشان بدهم بگویم حواست باشد این را داریم! این را نمیتوانی دیگر کاری بکنی! هر کاری بکنی این یکی ... یک مرتبه حالت شعف عجیبی [پیدا کردم[ گفتم پس چرا زودتر این قضیه انجام نمیشود؟ حالا که اینطور است چرا زودتر انجام نمیشود؟ خب ولی یک مرتبه صحنه برگشت و صحنههای بعدی این نمایش، قسمتهای بعدی ... آنجا فهمیدم عجیب! این که حضرت مینویسد در اینجا وفدت علی الکریم، درست است! واقع همین است!
مگر سلمان میتواند نماز شبهایش را بردارد ببرد به خدا عرضه کند؟ مگر سلمان میتواند آن علم و آن قدرت و آن مقام و موقعیتش را: خدایا ببین من چه موقعیتی دارم! چه مقامی دارم! اصلا مگر به مُخیله سلمان خطور میکند؟ مگر خطور میکند؟ مگر اصلا به مخیله سلمان به یک طرفة العینی میآید که من سالهای سال در طلب او بودم؟ خب چون سلمان هم عمرش خیلی زیاد بود، خیلی زیاد نقل میکنند، مختلف هم نقل میکنند. سالهای سال من دنبال بودم، از این صومعه به این صومعه از این راهب به آن راهب تا رسیدم و فلان و بعد هم این مسائل. اصلا مگر خطور میکند؟ اصلا مگر خطور میکند من آن کسی هستم که صاحب اسرار شریعت هستم، صاحب اسرار طریقت هستم، صاحب سرّ هستم، منّا اهلالبیت هستم ... اینها را ببرم به خدا نشان بدهم، اینها را ببرم عرضه بدارم؟ اصلا و ابدا! اینها مربوط به ماست. پس امیرالمؤمنین علیه السلام درست نوشت! صحیح نوشت. چرا؟ چون دارد سلمان به خدا وفود میکند! چون دارد به خدا وفود میکند باید آن چیزی را هم که عرضه میدارد، آن مکتوبی را که در اینجا باید آن مکتوب را به آن توجه کند، آن همان چیزی باشد که مناسبت با این مقام و مناسبت با این داشته باشد. خب اینها واقعیت است دیگر.

